به گزارش خبرگزاری مهر، قاسم پورحسن، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در آیین بزرگداشت حکیم ملاصدرای شیرازی با عنوان «بازخوانی حکمت صدرایی در جهان امروز»، با موضوع «بحران معنا و پاسخی از ملاصدرا» سخن گفت؛ وی اظهار کرد: بحران معنا یکی از مسائل مهم جهان معاصر است و «هوسرل» از جمله متفکرانی است که میتواند با رویکردی فلسفی و دقیق به تبیین این بحران کمک کند. در سنت اسلامی کمتر با مفهوم بحران معنا به صورت واژگانی و نظری مواجه بودهایم، زیرا این بحران در غرب به شکل جدیتری ظهور پیدا کرده است.
وی با اشاره به آرای ادموند هوسرل درباره بحران علم در اروپا گفت: هوسرل مهمترین معضل جهان جدید را چیرگی علم تکنیکی میداند؛ وضعیتی که به فقدان معنا انجامیده است. به گفته او، علم مدرن که از بستر زندگی انسانی برخاسته، نه تنها جهان زیسته انسان را به فراموشی سپرده، بلکه آگاهانه آن را کنار نهاده است.
پورحسن ادامه داد: هوسرل معتقد است علوم مدرن به واسطه ریاضیسازی، از معنای انسانی فاصله گرفتهاند و دیگر نمیتوانند پاسخگوی نیازهای وجودی بشر باشند. از نگاه هوسرل، علم جدید از حیث بنیانهای معرفتی و روانشناختی نیز دچار بحران شده و این بحران در حقیقت همان تهیسازی معنا در جهان جدید است.
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به وضعیت انسان معاصر اظهار کرد: انسان امروز با وجود پیشرفت علم، رسانههای اجتماعی و مصرف بیپایان، همچنان با فقدان معنا مواجه است. انسان مدرن با بازخوانی اقوال نیچه، از یکسو آگاهی به تهیشدگی خویش پیدا کرده و از سوی دیگر در پی یافتن راه نجاتی برای رهایی از این وضعیت است.
وی با طرح این پرسش که ملاصدرا چه کمکی میتواند به انسان امروز کند، گفت: نگاه وجودشناسانه ملاصدرا میتواند پاسخی جدی به بحران معنا باشد.
پورحسن افزود: انسان امروز هویت خود را در اموری چون تعداد لایکها، دیدهشدن، برند لباس، موقعیت اجتماعی و نامها جستوجو میکند، در حالی که این امور ماهیتی ناپایدار و نسبی دارند.
او تصریح کرد: در جهان مدرن، انسان گرفتار «اصالت نام» شده است؛ یعنی ارزش خود را در برچسبها، عنوانها و موقعیتهای بیرونی تعریف میکند. این وضعیت موجب ناپایداری معنا شده و انسان را با احساس پوچی روبهرو کرده است.
پورحسن با اشاره به دیدگاه ملاصدرا درباره اصالت وجود گفت: ملاصدرا بر این باور است که هویت حقیقی انسان در مرتبه وجودی او نهفته است، نه در نامها و ماهیتهای اعتباری. هرگاه انسان دانشی بیاموزد یا مرتبهای از کمال را طی کند، در حقیقت مرتبه وجودی او تشدید میشود، نه اینکه صرفاً عنوانی بر او افزوده شود.
وی ادامه داد: از نگاه ملاصدرا، معنای زندگی امری بیرونی نیست، بلکه به شدت و ضعف وجود انسان بازمیگردد؛ اگر انسان وجود خود را در فرآیند زیستن، آگاهی و خلق معنا ببیند، دیگر وابسته به نتایج ظاهری و ماهوی نخواهد بود.
او با ذکر مثالی درباره هنر گفت: اگر هنرمندی تنها فروش تابلو یا دیدهشدن را ملاک ارزش بداند، با شکست و پوچی مواجه میشود، اما اگر معنای زندگی را در فرآیند خلق هنری و شدت حضور وجودی خود جستوجو کند، معنای حقیقی را تجربه خواهد کرد.
پورحسن تأکید کرد: بسیاری از پژوهشگران، اصالت وجود در فلسفه ملاصدرا را مسئلهای انتزاعی میدانند، در حالی که این نظریه به طور مستقیم با مسئله انسان و معنای زندگی پیوند دارد؛ میتوان میان فلسفه ملاصدرا و برخی جریانهای اگزیستانسیالیستی نوعی گفتوگوی تطبیقی برقرار کرد، هرچند نباید این دو را یکسان تلقی کرد.
وی با اشاره به بحران اخلاق در جهان معاصر گفت: امروز سلطه قدرت و نظامهای سیاسی و تکنیکی، اخلاق را به حاشیه رانده است. در جهان جدید حتی کشتار انسانها نیز در ذیل قدرت توجیه میشود و این همان وضعیتی است که هوسرل از آن به عنوان بحران معنا یاد میکند.
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: پرسش ملاصدرا درباره معنا، پرسشی هستیشناسانه است، نه پرسشی مبتنی بر نامها و ماهیتها. نامها و تعینات بیرونی لغزنده و فریبندهاند، در حالی که معنا تنها بر بنیاد وجود، آگاهی، اراده و غایت انسان شکل میگیرد.
پورحسن با اشاره به غایتمندی انسان در فلسفه اسلامی گفت: در حکمت ملاصدرا، انسان موجودی است که در حرکت جوهری از نقص به کمال سیر میکند و غایت نهایی او، قرب الهی و تشبه به خداوند است؛ لذا انسان معاصر به دلیل گمکردن مقصد نهایی زندگی، با بحران معنا روبهرو شده است.
او در پایان اظهار کرد: بازخوانی انضمامی و معاصر سنت فلسفه اسلامی، بهویژه فلسفه ملاصدرا، میتواند در مواجهه با بحران معنا و فروپاشی ارزشها در جهان امروز راهگشا باشد.
