سمیرا افتخاری: از عمر انیمیشن ایران سالها میگذرد، عمری نزدیک به نیم قرن. از زمانی که هنرمندان شناخته شده و نام آشنا جریان نخست انیمیشن ایران را شکل دادند؛ هنرمندانی چون نورالدین زرینکلک، مهین جواهریان، فرشید مثقالی و دیگر پیشگامان، بیش از آنکه بر تولید صنعتی و گیشه استوار باشد، در سنت انیمیشن مؤلف و هنری ریشه داشت؛ آثاری که با تکیه بر تصویرسازی، تجربهگرایی و زبان استعاری، هویت مستقل انیمیشن ایران را شکل دادند و نام و آوازه ایران را بیش از پیش در دنیا ساری و جاری کردند. هنرمندانی که گامهای نخست را از همان ابتدا محکم برداشتند تا نسلهای بعدی ادامه دهندهی راه آنها باشند. انیمیشن یا پویانمایی در دو دهه گذشته مسیری متفاوت از بسیاری از شاخههای سینمای کشور را پیموده است. صنعتی که تا اوایل دهه ۱۳۸۰ بیشتر به تولید مجموعههای تلویزیونی و آثار آموزشی محدود بود، امروز به یکی از موفقترین حوزههای سینمای ایران در جذب مخاطب، گیشه و حضور بینالمللی تبدیل شده است. مرور این مسیر نشان میدهد که انیمیشن ایران با تکیه بر دانش فنی، سرمایهگذاری تدریجی و بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی و ادبی، از مرحله تجربهگرایی عبور کرده و به جایگاهی رسیده است که میتواند در کنار سینمای زنده، یکی از ابزارهای مهم روایت فرهنگی ایران باشد.
عبور از تولیدات محدود و آغاز مسیر صنعتی
اگرچه سابقهی انیمیشن در ایران به دهههای پیش بازمیگردد، اما شکلگیری جریان حرفهای و صنعتی آن را باید از میانهی دههی ۱۳۸۰ دنبال کرد. در این دوره، افزایش آموزشهای تخصصی، ورود نیروهای جوان دانشگاهی و گسترش استفاده از نرمافزارهای سهبعدی، فضای تازهای را برای تولید انیمیشن فراهم کرد. در کنار فعالیت نهادهایی مانند مرکز صبا، نخستین استودیوهای خصوصی نیز شکل گرفتند و به تدریج تولید آثار بلند سینمایی از یک ایدهی دور از دسترس به هدفی قابل تحقق تبدیل شد. نقطه عطف این دوره، تولید «تهران ۱۵۰۰» بود؛ اثری که به عنوان نخستین انیمیشن بلند سینمایی ایران، تجربهای متفاوت در تولید صنعتی به شمار میرفت. هرچند این فیلم با استانداردهای امروز فاصله داشت، اما اهمیت آن در شکستن یک مرز بود؛ مرزی که نشان داد ساخت فیلم بلند انیمیشن در ایران امکانپذیر است و میتواند مخاطب سینما را نیز به خود جذب کند.
از تجربه تا بلوغ؛ انیمیشن به سینما نزدیک میشود
دههی ۹۰ را میتوان دورهی بلوغ انیمیشن ایران دانست. در این سالها کیفیت فنی آثار به شکل محسوسی ارتقا یافت و انیمیشن از قالب محصولی صرفاً کودکانه یا تلویزیونی فاصله گرفت. طراحی شخصیت، نورپردازی، جلوههای بصری و روایت داستانی در بسیاری از آثار به استانداردهای حرفهای نزدیک شد و فیلمسازان تلاش کردند مخاطب خانواده را نیز به سالنهای سینما بکشانند.
در همین دوره، «شاهزاده روم» به یکی از مهمترین نقاط عطف انیمیشن ایران تبدیل شد. موفقیت این فیلم در گیشه نشان داد که انیمیشن ایرانی میتواند علاوه بر موفقیت هنری، از نظر اقتصادی نیز به بازگشت سرمایه برسد. این اتفاق نگاه سرمایهگذاران را نسبت به تولید انیمیشن تغییر داد و زمینه را برای پروژههای بزرگتر فراهم کرد.
پس از آن، «فیلشاه» نیز با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شد و ثابت کرد انیمیشن ایرانی میتواند در رقابت با فیلمهای سینمایی اکران نوروزی نیز سهم قابل توجهی از بازار را به دست آورد. این موفقیتها باعث شد انیمیشن از یک حوزهی کممخاطب به بخشی جدی از سینمای کودک و خانواده تبدیل شود و حتی با تبلیغات و تولید لوازم جانبی میتوان روی بازار اقتصادی نیز اثرگذاری کرد.
در همین سالها، «آخرین داستان» افق تازهای را پیش روی انیمیشن ایران گشود. این فیلم که با اقتباس از شاهنامهی فردوسی ساخته شد، نشان داد انیمیشن ایران ظرفیت روایت آثار کلاسیک و اسطورههای ایرانی را نیز دارد. حضور این اثر در جشنوارههای معتبر بینالمللی و کیفیت فنی آن، جایگاه تازهای برای انیمیشن ایران در عرصه جهانی ایجاد کرد و توجه منتقدان را به ظرفیتهای هنری این حوزه جلب کرد. علاوه بر این که پای چهرهها و هنرمندان شناخته شده سینما را نیز به دنیای انیمیشن ایرانی باز کرد تا در مقام گوینده بتوان از صدای آنها و نامشان در تولید آثار انیمیشن بهره گرفت.
دهه ۱۴۰۰؛ انیمیشن ایران در مسیر جهانی شدن
اما ورود به دههی ۱۴۰۰ را میتوان آغاز مرحلهای تازه در تاریخ انیمیشن ایران دانست؛ مرحلهای که در آن علاوه بر موفقیت داخلی، بازارهای بینالمللی نیز به یکی از اهداف اصلی تولیدکنندگان تبدیل شد.
در این میان، «پسر دلفینی» یکی از موفقترین تجربههای صادرات فرهنگی ایران به شمار میرود. اکران این فیلم در کشورهای مختلف و دوبلهی آن به زبانهای گوناگون نشان داد که انیمیشن ایرانی میتواند فراتر از مرزهای کشور نیز مخاطب پیدا کند و در بازار جهانی حضور داشته باشد.
همزمان، «بچه زرنگ» نیز به یکی از پرفروشترین انیمیشنهای تاریخ سینمای ایران تبدیل شد. استقبال گستردهی خانوادهها از این اثر، بار دیگر نشان داد که مخاطب ایرانی در صورت برخورداری از کیفیت مناسب، از تولیدات داخلی استقبال میکند و انیمیشن دیگر گونهای فرعی در سینمای ایران نیست.
در ادامه این مسیر، آثاری مانند «رویاشهر» و «ژولیت و شاه» نیز تلاش کردند دامنهی موضوعات و شیوههای روایت را گسترش دهند؛ آثاری که هر یک از زاویهای متفاوت به توسعهی زبان انیمیشن ایرانی کمک کردند. در کنار این موفقیتها، کسب جایزهی اسکار بهترین انیمیشن کوتاه برای «در سایه سرو» را باید مهمترین افتخار بینالمللی تاریخ انیمیشن ایران دانست؛ موفقیتی که نشان داد توانمندی هنرمندان ایرانی تنها به تولید آثار تجاری محدود نیست و در عرصهی هنری جهان نیز میتواند مورد توجه قرار گیرد.
صنعتی که دیگر حاشیهنشین نیست
یکی از مهمترین ویژگیهای تحول انیمیشن ایران، تغییر ساختار تولید آن است. اگر در سالهای گذشته بخش عمدهی آثار توسط نهادهای دولتی تولید میشد، اما امروز استودیوهای خصوصی سهم قابل توجهی از بازار را در اختیار دارند. همین موضوع باعث شکلگیری فضای رقابتی، افزایش کیفیت تولید و ورود سرمایههای تازه به این حوزه شده است. در کنار بخش خصوصی، حمایت نهادهایی همچون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بنیاد سینمایی فارابی، حوزه هنری و سازمان هنری رسانهای اوج نیز در شکلگیری پروژههای بزرگ نقش مؤثری داشته است. نتیجهی این همکاریها، افزایش تعداد فیلمهای بلند، ارتقای فناوری تولید و تربیت نیروهای متخصص بوده است.
چالشهایی که همچنان پابرجاست
با وجود پیشرفتهای چشمگیر، صنعت انیمیشن ایران همچنان با چالشهایی روبهرو است. محدودیت منابع مالی، هزینهی بالای تولید، زمان طولانی ساخت آثار، دشواری حضور مستمر در بازارهای بینالمللی و رقابت با محصولات پرهزینه هالیوود و شرق آسیا از مهمترین موانع توسعه این صنعت به شمار میرود. از سوی دیگر، ضعف در نظام بازاریابی بینالمللی و بهرهبرداری از محصولات جانبی شخصیتهای انیمیشنی، موجب شده است بسیاری از ظرفیتهای اقتصادی این حوزه هنوز به طور کامل فعال نشود.
آیندهای مبتنی بر هویت ایرانی
با وجود این چالشها، روند دو دههی گذشته نشان میدهد که انیمیشن ایران از مرحله آزمون و خطا عبور کرده و به صنعتی با ظرفیت رشد تبدیل شده است. استقبال مخاطبان، موفقیت در گیشه، حضور در بازارهای خارجی و کسب افتخارات بینالمللی، همگی نشانههایی از این تحول هستند. در سالهای آینده، به نظر میرسد اقتباس از ادبیات کلاسیک ایران، روایت داستانهای اسطورهای، تولید مجموعههای سریالی برای پلتفرمهای نمایش خانگی و استفاده از فناوریهای نوین، مهمترین مسیرهای پیش روی انیمیشن ایران باشند. مسیری که اگر با سرمایهگذاری مستمر، برنامهریزی منسجم و نگاه بلندمدت همراه شود، میتواند انیمیشن را به یکی از مهمترین ابزارهای روایت فرهنگ و هویت ایرانی در عرصه داخلی و بینالمللی تبدیل کند.
59243



