به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این روزها، مسئله زنان و مطالبات آنها در فضای اجتماعی به موضوعی حساس تبدیل شده است. همچون اواخر دهه هفتاد شمسی، زنان میخواهند از زیر سایه مردان بیرون بیایند، مناسبات مردانه را در سیاست و فرهنگ و ورزش کنار بزنند و سهم خود را در عرصه عمومی به تماشا بنشینند. «زینت، یک روز بخصوص» فیلم خوب ابراهیم مختاری سندی است از یک روزگار سپری شده که در آن، زنان به رویای توسعه میاندیشیدند. این مستندپرتره که دو دهه پس از ساخت هنوز تازه و دیدنی است، علاوه بر روایت زندگی یک زن در جامعه سنتی و محروم، دورهای از تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران را ثبت کرده که «زنان» اراده میکنند نقش اجتماعی موثری پیدا کنند.
زینت بهورز جوان که در روستایی در جنوب ایران، زندگی میکند برای تحقق رویاهایش درباره زادگاه خود و زنان و مردان آن، میخواهد عضو شورای روستا شود. دوربین تا نیمه فیلم بیشتر در خانه زینت است، زنی که در خانه شلوغ و پر رفتوآمدش مشغول رفت و روبی پایانناپذیر و میزبانی از مهمانانی است که مدام در خانه حضور دارند. زینت، در روز انتخابات شورای شهر و روستا، فرصت این را که از خانه بیرون برود و رای بدهد به سختی به دست میآورد، اما همین زن، وقتی از رویاها و اهدافش میگوید، کاربلد، حرفهای و مدیری سالم و عاشق زادگاهش است. او بیرون از خانه، توانا و شناخته شده است و محبوبیت دارد. زینت، شخصیت جذابی دارد، رهاست و این جسارت را داشته که برقعه از صورت بردارد و حضور پررنگ اجتماعی داشته باشد.
مختاری به عنوان کارگردان، هم وضعیت زندگی و آداب و رسوم منطقه را ثبت کرده و هم یک دوره تاریخی را در فیلمش ماندگار کرده است. زینت در سلخ، که روستایی کوچک است برای حقوق زنان و دختران و آبادانی روستا، تلاش میکند و در رقابت با مردان پیروز میشود و در تهران، سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور وقت از اهمیت مردمسالاری و مشارکت مردمی دفاع میکند. فیلم به خوبی، زینت را نماینده زنانی میداند که پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ اراده کردند، نقش اجتماعی پررنگتری در معادلات جامعه ایران داشته باشند. «زینت، یک روز بخصوص» یک سکانس طولانی و مهم دارد، جایی که خالو وارد خانه میشود و سعی میکند زینت را از حضور در شورا منصرف کند، او دلسوزانه از او میخواهد زنی مطیع باشد و امور مردانه را به مردان بسپارد، خالو نماینده بخشی از جامعه مردان است که زن را فقط در نقش «مادری» به رسمیت میشناسند و شایسته احترام میدانند.
تماشای «زینت، یک روز بخصوص» مسیر دشواری را به یادمان میآورد که زنان در ایران طی کردند تا حقوق ابتداییشان را به دست بیاورند و آنگونه که شایسته است، دیده شوند. زینت، شورشی و عصیانگر نیست، مهری مادرانه دارد و میخواهد همسایهها و همروستاییهایش جاده آسفالت و مدرسه داشته باشند. پایان فیلم، کارگردان از پیروزی زینت به ما خبر میدهد، زنی که اراده کرد و رویاهایش را با دیگران تقسیم کرد.
مرجان ریاحی هم در مستند «نینجای ایرانی» تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی به نوعی مسیر ابراهیم مختاری را طی کرده است، او به سراغ زنانی رفته که بر خلاف جریان غالب در جامعه، به ورزشی مردانه و دشوار گرایش دارند اما موفقند و توانستهاند این رشته را گسترش دهند. شخصیت اصلی فیلم که خود همسر و مادر است مانند زینت، وظایف و گرفتاری فراوان دارد، اما تنها یک مربی یا ورزشکار نیست، او نمیخواهد دختران از ورزش محروم بمانند، فراتر از نقش یک مربی عمل میکند، دلسوز است و انگیزه شخصی خود را به یک روح جمعی تبدیل و آن را میان زنان دیگر جاری کرده است.
مستند کوتاه مرجان ریاحی حضورهای بینالمللی متعددی داشته، همانطور که «زینت، یک روز بخصوص» نمایشهای جشنوارهای فراوان داشته است، میتوان حدس زد که تماشاگر غیرایرانی، از دیدن این زنان متفاوت ذوقزده میشود چرا که رسانهها غالبا از زنان در ایران و خاورمیانه، موجوداتی ترحمبرانگیز، قربانی و تحت ظلم ترسیم کردهاند.
این دو مستند، با شکستن باورها درباره قدرت زنان، بی آنکه شعار بدهند یا اغراق کنند سیمایی از زن ایرانی برای تاریخ و آیندگان به یادگار میگذارند که قابل استناد و غرورآفرین است. زنانی بدون پشتوانه سیاسی و حامیان مالی که تصور باطل و کلیشه لوکس «زن قوی» با معیارهای غربی را کنار میگذارند و به نماد و الگویی برای زنان و دختران ایرانی تبدیل میشوند.
۲۴۲۲۴۲


