قطعی اینترنت در ایران از مرز ۵۴ روز هم عبور کرد و همه اقشار مختلف به دردسر افتادهاند. توسعه هوش مصنوعی در ایران یکی از حوزههایی است که از قطعی اینترنت آسیب زیادی دیده و حتی مزیت رقابتیمان یا سرمایه انسانی به شدت در خطر است. برآورد میشود بین ۷۰ تا ۸۰ درصد پروژههای این حوزه یا متوقف شدهاند یا به حالت تعلیق درآمدهاند. اتفاقی که نتیجه آن میتواند انحصار باشد، انحصار شرکتهایی که در حال حاضر پول و قدرت بیشتری دارند. یک فعال حوزه هوش مصنوعی تاکید میکند هیچ شرکت، استارتاپ یا حتی کشوری نمیتواند بهتنهایی با دانش و تجربه انباشتهشده در سطح جهان رقابت کند. او برآورد میکند که در همین حدود دو ماه قطعی اینترنت، چیزی نزدیک به ۱۲ تا ۱۴ ماه عقبماندگی نسبت به جهان ایجاد شده است.
در ادامه سلسله گزارشهای بررسی آسیبهای ناشی از قطعی گسترده اینترنت، این بار به سراغ بحث هوش مصنوعی رفتهایم؛ صنعتی که با سرعتی نمایی در جهان پیش میرود، اما در ایران با توقفی فلجکننده روبهرو شده است.
بررسیها و اظهارات فعالان این حوزه نشان میدهد که این توقف، نه تنها پروژههای فعلی را به حالت تعلیق درآورده، بلکه مزیتهای رقابتی ایران در منابع انسانی را نیز در آستانه نابودی قرار داده است. در این گزارش، مجید فرزانه، بنیانگذار شبکه آموزشی بست و فعال استارتاپی، همراه با ایوب ویسمرادی، تحلیلگر تکنولوژی، ابعاد این بحران را تحلیل میکنند.
بازگشت به دغدغههای ۲۰ سال پیش و توقف پروژهها
قطع ارتباط با شبکه جهانی، پیش از هر چیز اولویتهای توسعهدهندگان را تغییر داده است. مجید فرزانه در پاسخ به تاثیر محدود شدن به شبکه داخلی بر پروژههای هوش مصنوعی، به مسئله انگیزه در ابعاد مالی، تجاری و حرفهای اشاره میکند.
وضعیت به وجود آمده در اینترنت کشور باعث شده است که دغدغه کاربران و توسعهدهندگان فناوری از موضوعات پیشرفتهای مانند هوش مصنوعی، به مسائل بسیار پایهتری بازگردد؛ مسائلی شبیه به اینترنت ۲۰ سال پیش. فرزانه در این باره میگوید:
بهعنوان مثال، اکنون تمرکز بر این است که چگونه یک موتور جستجوی پایدار داشته باشیم یا یک پیامرسانی ایجاد کنیم که بهدرستی کار کند و حریم خصوصی را رعایت کند. در چنین شرایطی، پرداختن به هوش مصنوعی تا حد زیادی موضوعی لوکس به نظر میرسد. در نتیجه، بسیاری از پروژههای هوش مصنوعی که در حال توسعه بودند، کاملاً متوقف شدهاند و احتمال دارد که ادامه پیدا نکنند. دلیل این امر، نبود سازوکار شفاف برای قطع و وصل اینترنت و نبود تضمین برای پایداری دسترسی است. این وضعیت باعث شده سرمایهگذاریهای مالی و زمانی از بین برود و بسیاری از تیمها دیگر تمایلی به ادامه فعالیت در این حوزه نداشته باشند.
به گفته وی توسعه مدلهای هوش مصنوعی وابستگی زیادی به منابع و پایگاههای بینالمللی دارد و دسترسی به مقالات علمی، آرشیوهای پژوهشی، روندهای روز بازار، پایگاههای داده و کد برای پیشرفت در این حوزه ضروری است. با محدود شدن اینترنت، این دسترسیها بهشدت کاهش یافته و برنامهنویسان حتی برای نصب کتابخانهها و ابزارهای مورد نیاز با مشکلات زیادی مواجه شدهاند.

این فعال استارتاپی برآورد میکند که درصد بالایی از پروژهها، شاید بین ۷۰ تا ۸۰ درصد، یا متوقف شدهاند، یا به حالت تعلیق درآمدهاند، یا با سرعت بسیار پایینتری ادامه دارند. او هشدار میدهد که این وضعیت به تقویت انحصار نیز منجر میشود؛ زیرا تنها شرکتهای بزرگ با دسترسیهای خاص میتوانند فعالیت کنند و استارتاپها و افراد مستقل بیشترین آسیب را دیدهاند.
بیمعنا شدن چشماندازهای ملی در غیاب اینترنت آزاد
در حالی که نهادهای دولتی از سند ملی هوش مصنوعی و برنامهریزیهای کلان صحبت میکنند، فعالان این حوزه تحقق چنین برنامههایی را بدون ارتباطات جهانی غیرممکن میدانند.
فرزانه توضیح میدهد که تجربه سالهای گذشته نشان داده است بسیاری از این برنامهریزیها و چشماندازها به نتایج مورد انتظار نرسیدهاند و نهادهایی مانند معاونت علمی اختیار و توان کافی برای اجرای کامل آنها را ندارند:
اصطلاحاتی مانند سند ملی هوش مصنوعی یا نهادها و برنامههای مشابه، معمولاً این تصور را ایجاد میکنند که بودجهای تخصیص داده میشود، پروژههایی تعریف میشود، اما در نهایت خروجی ملموسی حاصل نمیشود یا حتی در برخی موارد، شرایط بدتر نیز میشود و نوعی انحصار شکل میگیرد که به کاهش کیفیت خدمات منجر میشود.
او با تاکید بر اینکه توسعه هوش مصنوعی بدون دسترسی به اینترنت آزاد عملاً امکانپذیر نیست، میافزاید: «هیچ شرکت، استارتاپ یا حتی کشوری نمیتواند بهتنهایی با دانش و تجربه انباشتهشده در سطح جهان رقابت کند.»

به گفته فرزانه، حتی شرکتهای بزرگی مانند گوگل و متا نیز از مدلهای متنباز استفاده میکنند تا از مشارکت جمعی در توسعه فناوری بهره ببرند. در نتیجه، قطع اینترنت باعث میشود تیمهای توسعه بهجای حل مسائل واقعی، مجبور شوند زمان خود را صرف بازتوسعه ابزارها و زیرساختهایی کنند که پیشتر در جهان ایجاد شدهاند.
او تاکید میکند قطع اینترنت و محدود شدن دسترسی، نهتنها باعث عقبماندگی میشود، بلکه مسیر توسعه را نیز منحرف میکند. بهجای آنکه تیمهای توسعه روی حل مسائل واقعی و نیازهای بازار تمرکز کنند، مجبور میشوند زمان و انرژی خود را صرف بازتوسعه ابزارها و زیرساختهایی کنند که پیشتر در جهان ایجاد شدهاند. به بیان دیگر، بهجای استفاده از دستاوردهای موجود، دوباره همان مسیرها از ابتدا طی میشود.
دو ماه قطع اینترنت مساوی است با ۱۴ ماه عقبماندگی
سرعت رشد هوش مصنوعی در جهان بهگونهای است که قطعیهای کوتاهمدت، خسارات جبرانناپذیری به همراه دارد. فرزانه با اشاره به اینکه مفهوم زمان در حوزه هوش مصنوعی با سایر صنایع متفاوت است، این رشد سریع را به «سالهای سگی» تشبیه میکند؛ به این معنا که هر بازه زمانی کوتاه، معادل چندین برابر در صنایع دیگر اثرگذاری دارد.
او برآورد میکند که در همین حدود دو ماه قطعی اینترنت، چیزی نزدیک به ۱۲ تا ۱۴ ماه عقبماندگی نسبت به جهان ایجاد شده است. مسئله نگرانکنندهتر به باور او این است که شتاب پیشرفت در جهان بهصورت نمایی در حال افزایش است و حتی در صورت اتصال مجدد اینترنت، جهان برای جبران این فاصله متوقف نمیشود:
برای مثال، در حال حاضر پلتفرمهایی وجود دارند که سرویسهای هوش مصنوعی را فهرست میکنند و تقریباً هر چند ساعت یک سرویس جدید به آنها اضافه میشود. این روند ممکن است در آینده حتی سریعتر هم شود. بنابراین، ما با یک حرکت ثابت یا حتی کمی سریعتر هم نمیتوانیم این فاصله را جبران کنیم، چون دیگران با شتاب بیشتری در حال حرکت هستند. در نتیجه، وضعیت شبیه یک مسابقه است که در آن ما برای مدتی کاملاً متوقف شدهایم، در حالی که سایر رقبا همچنان در حال حرکت بودهاند. وقتی بخواهیم دوباره وارد این رقابت شویم، نهتنها عقب هستیم، بلکه دیگران همچنان با سرعت در حال پیشروی هستند و منتظر ما نمیمانند.
او معتقد است در مجموع و با روند فعلی، بخش قابل توجهی از پنجرههای فرصت در حوزه هوش مصنوعی از دست رفته است. پیشتر این تصور وجود داشت که شاید در توسعه مدلهای پایه عقب مانده باشیم، اما بتوانیم در لایه کاربردی و ساخت سرویسها نقشآفرینی کنیم. با این حال، با توجه به سرعت بالای تولید سرویسهای جدید در سطح جهانی و محدودیتهای موجود، حتی این فرصت نیز تا حد زیادی در حال از دست رفتن است.
نابودی تنها مزیت رقابتی ایران؛ فرار سرمایه و نیروی انسانی
توسعه هوش مصنوعی بر سه پایه اصلی استوار است. ایوب ویسمرادی، تحلیلگر تکنولوژی، این سه محور اثرگذار را داده، توان محاسباتی (شامل تجهیزات و منابع انرژی) و مدل (نیروی انسانی) میداند.
او معتقد است که هر کشوری بسته به مزایای خود روی یک یا چند محور رقابت میکند؛ اما ایران در زمینه دیتا و توان محاسباتی مزیتی ندارد، زیرا اقتصاد دیجیتال آن کوچک است و به دلیل تحریمها دسترسی به منابع محاسباتی مسدود شده است.

بنابراین، تنها مزیت باقیمانده برای کشور، منابع انرژی و نیروی انسانی است. اما ویسمرادی تاکید میکند که قطعی اینترنت، با کاهش سهم اقتصاد دیجیتال، انگیزه افراد برای سرمایهگذاری و آموزش در زمینه هوش مصنوعی را از بین برده است. به گفته او، این توقف چرخه آموزش باعث میشود همان تنها مزیت موجود در بخش منابع انسانی نیز از بین برود.
مجید فرزانه نیز ابعاد این خسارت بر سرمایه انسانی را تایید کرده و ریشههای آن را فراتر از اتفاقات اخیر میداند. جذب و نگهداشت نیروهای متخصص همواره یکی از چالشهای اصلی بوده و بسیاری از نیروهای توانمند تمایل دارند در مقیاس جهانی کار کنند. با تشدید محدودیتهای اینترنت و ناپایداری زیرساختها، روند مهاجرت تغییر شکل داده است.
فرزانه هشدار میدهد: «به جای مهاجرت تدریجی افراد، ممکن است شاهد خروج کامل تیمها یا مجموعههای کاری باشیم. این موضوع اثر بسیار سنگینتری نسبت به مهاجرت نیروی انسانی بهصورت فردی دارد، زیرا با خروج یک تیم یا یک کارآفرین، مجموعهای از فرصتهای شغلی نیز از بین میرود.»
به گفته وی بسیاری از استارتاپها امروز چند صد یا حتی چند هزار نیروی انسانی دارند و خروج هر کارآفرین یا تیم مدیریتی میتواند به از بین رفتن تعداد زیادی شغل منجر شود. بنابراین، اثر این نوع مهاجرت تنها محدود به فرد نیست، بلکه اثر زنجیرهای بر کل اکوسیستم دارد.

آیا راهی برای جبران وجود دارد؟
با توجه به محدودیتهای گسترده پیشین و قطعیهای اخیر، بخش قابلتوجهی از نیروهای متخصص از دست رفتهاند و جبران کامل این فاصله در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد.
با این حال، فرزانه مهمترین راهکار در شرایط فعلی را بازگرداندن امید و انگیزه به اکوسیستم از طریق ایجاد یک تضمین جدی و پایدار برای عدم قطع اینترنت در آینده میداند:
در دنیای امروز، اینترنت به یکی از زیرساختهای حیاتی تبدیل شده است. قطع آن میتواند پیامدهایی مشابه با اختلال در خدمات اساسی دیگر داشته باشد و بر طیف گستردهای از فعالیتهای اقتصادی و فناورانه تأثیر بگذارد. از این رو، اگر مسائل امنیتی نیز مطرح باشد، لازم است برای آنها راهکارهای جایگزین و دقیقتری طراحی شود که به قطع کامل دسترسی منجر نشود.
او تاکید میکند جبران این فاصله بهصورت کامل در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد و حتی رسیدن به جایگاه یک بازیگر معمولی در این حوزه نیز ممکن است سالها زمان ببرد.
به گفته این فعال هوش مصنوعی، در مجموع، اگرچه بازگشت کامل به مسیر رقابت جهانی در کوتاهمدت دشوار است، اما با ایجاد ثبات در سیاستگذاری، تضمین دسترسی پایدار به اینترنت و تقویت انگیزه در میان فعالان این حوزه، میتوان تا حدی از شدت این عقبماندگی کاست و مسیر بهبود را هموارتر کرد.