به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، او فاش کرد که چگونه حضور رابین ویلیامز و بداههپردازیهای نبوغآمیز او، نه تنها اولین روز فیلمبرداری را به تجربهای احساسی تبدیل کرد، بلکه باعث شد او و بن افلک در همان لحظه متوجه شوند که با اثری فراتر از یک فیلم معمولی روبهرو هستند.
اشکهای بیاختیار؛ وقتی رویا به واقعیت تبدیل شد
مت دیمون در پادکست اخیر خود خاطرهای از اولین روز حضور رابین ویلیامز در صحنه فیلمبرداری «گود ویل هانتینگ » (۱۹۹۷) را بازگو کرد. او و دوست صمیمیاش بن افلک، که فیلمنامه را نوشته بودند، در گوشهای از پارک عمومی بوستون نشسته بودند و اجرای رابین ویلیامز و استلان اسکارشگورد را تماشا میکردند. دیمون میگوید در آن لحظه بود که سنگینیِ اتفاقی که در حال رخ دادن بود را حس کردیم.
او روایت میکند: «من و بن در حالی که روی نیمکت نشسته بودیم، ناگهان متوجه شدیم که هر دو در حال گریه کردن هستیم. این اشکها از سر غم نبود، بلکه از شدت ناباوری بود؛ ناباوری از اینکه بازیگری در سطح رابین ویلیامز نه تنها در فیلم ما بازی میکند، بلکه کلمات ما را دقیقا همانطور که در رویاهایمان بود، جان میبخشد.»
بداههپردازی تاریخی؛ داستانی که در فیلمنامه نبود
یکی از مشهورترین لحظات تاریخ سینما، سکانسی است که رابین ویلیامز (در نقش روانشناس) داستانی درباره همسر فقیدش و عادتهای عجیب او تعریف میکند. دیمون فاش کرد که تمام آن داستان درباره «باد معده همسر ویلیامز»، کاملا بداهه بود. رابین ویلیامز بدون اطلاع قبلی این جملات را گفت و واکنش خندههای شدید مت دیمون در آن صحنه، کاملا واقعی و از سر غافلگیری بود.
دیمون میگوید: «رابین آنقدر فضا را صمیمی و واقعی کرده بود که ما کاملا فراموش کردیم در حال ساخت یک فیلم هستیم. او به قدری به نقش “شان مگوایر” عمق داد که حتی عوامل فنی پشت صحنه هم تحت تاثیر قرار گرفته بودند. لرزش دوربین در آن سکانس معروف هم به خاطر این بود که فیلمبردار از شدت خنده نمیتوانست دوربین را ثابت نگه دارد.»
تاثیر رابین ویلیامز بر سرنوشت دو جوان گمنام
در آن زمان، مت دیمون و بن افلک دو بازیگر جوان و نه چندان شناختهشده بودند که برای ساخته شدن فیلمنامهشان تلاش زیادی کرده بودند. دیمون معتقد است حضور رابین ویلیامز به این پروژه اعتبار بخشید و باعث شد کمپانیها به آنها اعتماد کنند. ویلیامز که در نهایت برای این نقش برنده جایزه اسکار شد، در تمام مدت فیلمبرداری نقش یک راهنما و حامی را برای این دو جوان ایفا کرد.
دیمون با لحنی قدرشناسانه میگوید: «رابین به ما چیزی داد که هرگز نمیتوانیم جبران کنیم؛ او به استعداد ما ایمان داشت. او با تواضع کامل سر صحنه حاضر میشد و علیرغم شهرت جهانیاش، اجازه میداد ما احساس کنیم که این فیلم واقعاً متعلق به ماست. او با هر برداشت، به ما یاد میداد که بازیگری یعنی رها بودن و صداقت داشتن.»
میراثی که همچنان زنده است
اکنون پس از گذشت دههها از اکران فیلم و سالها پس از درگذشت رابین ویلیامز، مت دیمون همچنان آن روز در پارک بوستون را مهمترین لحظه زندگی حرفهای خود میداند. او میگوید هر بار که به آن نیمکت معروف در پارک بوستون فکر میکند، یادآور نبوغ مردی است که با مهربانی و طنز خود، مسیر زندگی دو جوان اهل ماساچوست را برای همیشه تغییر داد.
این خاطرات نشان میدهد که «گود ویل هانتینگ » تنها یک موفقیت تجاری و هنری نبود، بلکه حاصل پیوند عاطفی عمیق میان یک بازیگر افسانهای و دو نویسنده جوان بود که رویایی بزرگ در سر داشتند.
مترجم: ریحانه اسکندری
منببع: هالیوودریپوتر
۵۹۲۴۴