به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام حمیدرضا مطهری عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در صحبت هایی به نگاه اهل سنت در خصوص غدیر پرداخت و با بازخوانی اندیشه برخی از علما و بزرگان اهل سنت اشاراتی به این موضوع داشت. وی با تاکید بر این نکته که نویسندگان اهل سنت تحت تأثیر وضعیت و شرایط سیاسی و جریانهای مذهبی رویکردهای متقاوتی نسبت به واقعه غدیر داشتهاند، بیان کرد: گروهی مانند عبدالملک بن حبیب تحت تأثیر تعصب سیاسی مذهبی خود، رویکرد انکاری داشته و به طور کلی اشارهای به ماجرای غدیر نکرده است. او حتی نسبت به عاشورا نیز چنین رویکردی داشته و حاکم اموی را بر جشن روز عاشورا تحریک و تشویق میکرد.
وی افزود: برخی همانند ابنحزم و ابنالعربی در پی ضدیت با جریان تشیع رویکرد تحریفی داشته و علیرغم اشاره به رخداد غدیر، محتوای آن را تحریف کرده و مطالبی را متناسب با اعتقادات خود آوردهاند. یا برخی از آنان به ذکر حدیث ثقلین اکتفا کردهاند.
این عضو هیئت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: برخی نیز که میتوان آنان را در همین دسته جای داد با گروهی مستقل در نظر گرفت، کسانی هستند که به اصل ماجرای غدیر اشاره نکرده اما محتوای آن را آوردهاند. ابن عبدربه صاحب کتاب عقد الفرید در این دسته قرار میگیرد. او نیز حدیث ولایت (مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌ مَولاه …) و حتی حدیث منزلت (اَنتَ مِنی بِمنزلةِ هَارونَ مِن مُوسی …) را آورده اما از ذکر چگونگی بیان و شأن صدور این احادیث و محل بیان آنها خودداری کرده است. قاضی عیاض هم در این دسته جای میگیرد او در«الشفاء بتعریف حقوق المصطفی» اسم ولی و مولی برای خداوند عزوجل آن را به معنای ناصر گرفته و با استناد به آیه 55 مائده و نیز سخن شریف نبوی «انا ولی کل مؤمن» و همچنین آیه 6 سوره احزاب که میفرماید: « النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم» روایت «من کنت مولاه فعلی مولاه» را آورده اما اشارهای به محل و جریان صدور آن نکرده است. وی در جای دیگر از همین کتاب، قسمت دیگری از حدیث ولایت «عاد من عاداه» را آورده اما باز هم اشارهای به واقعه ندارد.
وی افزود:بعضی هم مانند ابنابار قضاعی منصفانه و شاید بتوان گفت باورمندانه به غدیر نگریسته و ماجرا را آنگونه که بوده گزارش کردهاند. او در یکی از آثارش نه تنها از جریان غدیر بلکه به مناشدهها هم اشاره کرده است. او در در کتاب «المعجم فی اصحاب ….» شرح حال ابو العباس احمد بن محمد بن سعید و در روایتی از سعد بن ابی وقاص حدیث منزلت را ذکر کرده است. اما مهمتر از آن خبر او از جریان غدیر و منا شده درباره آن است. او از مناشده درباره غدیر خم در منزل جابر بن عبدالله از زبان فردی به نام عبدالله بن محمد بن عقیل با حضور علی بن الحسین (ع) و محمد حنفیه و ابوجعفر ( احتمالاً منظور او امام باقر (ع) است) خبر داده است که فردی از اهل عراق وارد شد و خطاب به او گفت شما را سوگند میدهم به خدا که بگویید آنچه را دیدیم و شنیدیم از رسول خدا (ص)؛ ما در جحفه در غدیر خم بودیم و عده زیادی از مردم قبایل جهینه و مزینه و غفار حضور داشتند که پیامبر (ص) از خیمه یا سایبان بیرون آمدند و سه بار با دست خود اشاره کرده و سپس دست علی را گرفته و فرمودند: «من کنت مولاه فعلی مولاه». بیان رخداد غدیر به ویژه حدیث معروف آن و مناشده درباره آن از نکات ارزندهای است که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است. ابن ابار در کتاب دیگرش با عنوان «الحلة السیراء» و در شرح حال تمیم بن معد بن اسماعیل بن محمد بن عبیدالله که او را با عنوان شاعر فاطمیان معرفی کرده شعر تمیم را درباره برادرش نزار آورده که او را فرزند وصی معرفی کرده و چنین سروده است: یَا بنَ الوصیِّ المُرتَضی، یَا بنَ اِلاما مِالمُجتَبی، یَا ابنَ النَبیِّ المُرسلِ
