مجله اینترنتی شهر فارسی

پیام ۱۵ خرداد این بود که «توسعه آمرانه» فرجامی جز تقابل نخواهد داشت

پیام ۱۵ خرداد این بود که «توسعه آمرانه» فرجامی جز تقابل نخواهد داشت

به گزارش خبرنگار مهر، نهضت ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را نمی‌توان صرفاً یک شورش خیابانی یا واکنشی مقطعی به یک دستگیری ساده قلمداد کرد؛ بلکه این واقعه برآیند تضاد عمیق میان گفتمان سلطنت پهلوی و هویت مذهبی-ملی جامعه ایران بود که تحت رهبری امام خمینی (ره) به تبلور رسید. بررسی زمینه‌های این قیام نشان می‌دهد که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، رژیم پهلوی با تکیه بر حمایت‌های همه‌جانبه آمریکا، مسیری را در پیش گرفت که هدف آن تغییر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی ایران در قالب پروژه‌هایی نظیر «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و ملت» بود.

این اصلاحات که در لوای مدرنیزاسیون ارائه می‌شد، در واقع تلاشی برای تضعیف نهاد روحانیت و حاشیه‌نشین کردن ارزش‌های اسلامی در اداره امور کشور بود. انجمن‌های ایالتی و ولایتی و حذف شرط سوگند به قرآن، نخستین جرقه‌های جدی تضاد را روشن کرد که با مخالفت صریح روحانیت و در رأس آن‌ها امام خمینی مواجه شد.

نقطه اوج این تقابل در نوروز سال ۱۳۴۲ رقم خورد. فاجعه حمله به مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز توسط نیروهای امنیتی و کماندوهای رژیم، فضای کشور را به شدت ملتهب کرد. این واقعه نشان داد که رژیم پهلوی برای پیشبرد اهداف خود از هیچ‌گونه خشونت علیه نهادهای مذهبی ابایی ندارد.

در چنین شرایطی، سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای سال ۱۳۴۲ (۱۳ خرداد) در مدرسه فیضیه، مستقیماً شخص شاه و وابستگی او به قدرت‌های خارجی و صهیونیسم را هدف قرار داد. این سخنرانی، تابوی نقد قدرت مطلق شاه را شکست و توده‌های مردم را با واقعیتی جدید روبرو کرد. دستگیری شبانه امام خمینی در سحرگاه ۱۵ خرداد، جرقه‌ای بود که انبار باروت خشم فروخورده جامعه را منفجر کرد.

با انتشار خبر دستگیری ایشان، موج عظیمی از اعتراضات در شهرهای قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز شکل گرفت. در تهران، بازاریان با تعطیلی مغازه‌ها و دانشجویان با خروج از کلاس‌ها به خیابان‌ها آمدند. یکی از تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌های این قیام، حرکت کشاورزان و مردم دشت ورامین و پیشوا به سمت تهران بود که در منطقه پل باقرآباد با رگبار مسلسل‌های ارتش روبرو شدند.

اسدالله علم، نخست‌وزیر وقت، با هماهنگی کامل با شاه، دستور سرکوب خونین را صادر کرد. او در خاطرات و واگویه‌های خود اذعان دارد که رژیم در آن لحظات خود را در آستانه سقوط می‌دید و تنها راه نجات را در گشودن آتش مستقیم بر روی معترضان می‌یافت. آمار دقیق شهدا به دلیل خفقان حاکم هیچ‌گاه به طور رسمی اعلام نشد، اما گزارش‌های غیررسمی و اسناد تاریخی از شهادت صدها نفر در خیابان‌های تهران و جاده‌های منتهی به آن حکایت دارد.

ابعاد جامعه‌شناختی قیام ۱۵ خرداد نشان‌دهنده ورود لایه‌های زیرین و مذهبی جامعه به عرصه سیاست است. برخلاف جنبش‌های پیشین که عمدتاً نخبگان سیاسی یا احزاب ملی‌گرا در آن نقش داشتند، در ۱۵ خرداد، «مردم عادی» با انگیزه‌های دینی و در پاسخ به مرجعیت دینی وارد میدان شدند. این قیام پیوند میان «دین» و «سیاست» را در ایران بازتعریف کرد و مدلی از مبارزه را ارائه داد که سال‌ها بعد در انقلاب ۱۳۵۷ به کمال رسید.

تحلیلگران تاریخ معاصر معتقدند که ۱۵ خرداد، پایان دوران مبارزات پارلمانی و مسالمت‌آمیز با رژیم پهلوی بود. پس از این واقعه، جریان‌های مبارز به این نتیجه رسیدند که رژیم تنها زبان زور را می‌فهمد، لذا گروه‌های چریکی و مبارزات زیرزمینی تقویت شدند، هرچند که تنه اصلی نهضت همچنان بر پایه آگاهی‌بخشی توده‌ای باقی ماند.

نقش شخص اسدالله علم در این میان بسیار حائز اهمیت است. او به عنوان بازوی اجرایی شاه، مسئولیت مستقیم کشتار را بر عهده گرفت تا جایگاه سلطنت حفظ شود. در اسناد به‌جا مانده، او با افتخار از قاطعیت در سرکوب یاد می‌کند، غافل از اینکه این خون‌ها، مشروعیت رژیم را برای همیشه در نگاه اکثریت جامعه از بین برد. رژیم پهلوی سعی کرد با برچسب زدن به معترضان و متهم کردن آن‌ها به دریافت پول از بیگانگان (نظیر جمال عبدالناصر) یا توصیف آن‌ها به عنوان “ارتجاع سیاه”، ماهیت مردمی قیام را مخدوش کند، اما نفوذ کلام امام خمینی و تشییع نمادین پیکرها در باور مردم، این تبلیغات را بی‌اثر کرد.

یکی دیگر از ابعاد مهم این قیام، بازتاب بین‌المللی و واکنش رسانه‌های خارجی بود. در حالی که رسانه‌های دولتی از برقراری آرامش سخن می‌گفتند، گزارش‌های دیپلماتیک نشان‌دهنده وحشت رژیم از گسترش اعتراضات به سایر نقاط کشور بود. دستگیری سران نهضت و تبعید امام خمینی در مراحل بعدی، اگرچه به ظاهر آرامشی گورستانی ایجاد کرد، اما در واقع مبارزه را به لایه‌های عمیق‌تر فرهنگ و اجتماع منتقل کرد. مساجد، هیئت‌های مذهبی و انجمن‌های اسلامی به کانون‌های جدیدی برای کادرسازی و تبیین تئوری حکومت اسلامی تبدیل شدند.

در تبیین تفاوت ۱۵ خرداد با سایر جنبش‌ها، باید به عنصر رهبری واحد اشاره کرد. در نهضت مشروطه یا ملی شدن صنعت نفت، تعدد مراکز تصمیم‌گیری و اختلافات درونی منجر به شکست یا انحراف شد، اما در ۱۵ خرداد، قاطبه معترضان تنها از یک منبع الهام می‌گرفتند. این یگانگی در رهبری باعث شد که حتی در دوران تبعید امام نیز، پیوند میان رهبر و بدنه اجتماعی گسسته نشود. ۱۵ خرداد ثابت کرد که لایه مذهبی جامعه ایران، علیرغم تلاش‌های ۵۰ ساله پهلوی برای دین‌زدایی، همچنان اصلی‌ترین قدرت بسیج‌کنندگی را داراست.

در نهایت، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را باید به عنوان «نقطه عطف» و «مبدا انقلاب اسلامی» شناخت. این قیام، تضادهای درونی جامعه ایران را عریان کرد و نشان داد که توسعه آمرانه و بدون توجه به زیرساخت‌های فرهنگی و اعتقادی، فرجامی جز تقابل نخواهد داشت.

خون‌های ریخته شده در این روز، بذری بود که ۱۵ سال بعد در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به ثمر نشست. مطالعه دقیق اسناد این واقعه نشان می‌دهد که چگونه یک حرکت اعتراضی می‌تواند با تکیه بر باورهای اصیل، بنیان‌های یک قدرت مجهز به سلاح و حمایت‌های بین‌المللی را به لرزه درآورد.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *