مجله اینترنتی شهر فارسی

نهج‌البلاغه پیوند عمیقی میان عدل و استقامت ملی برقرار می‌کند

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۵۲ سوره فرقان است:

با رویکردی تحلیلی، اجتماعی و فرهنگی به بررسی پیوند میان آیه ۵۲ سوره مبارکه فرقان و آموزه‌های متعالی نهج‌البلاغه می‌پردازد. آیه مذکور می‌فرماید: «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا» (پس، از کافران اطاعت مکن و با [استفاده از] آن [قرآن] با آنان به جهادی بزرگ بپرداز).

آیه ۵۲ سوره فرقان هشدار می‌دهد که مبادا ظاهر فریبنده کفر، شما را به پیروی وادارد. نهج‌البلاغه با کالبدشکافی جریان نفاق و کفر، به جامعه می‌آموزد که چگونه لایه‌های زیرین توطئه‌های فرهنگی را بشناسد. این نگاه اجتماعی به دین، باعث می‌شود که ایمان از حالت فردی خارج شده و به یک قدرت محرک اجتماعی مبدل گردد که در برابر هرگونه سلطه (سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی) قد علم کند.

تطبیق آیه ۵۲ سوره فرقان با معارف نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که «جهاد کبیر» یک استراتژی دائمی برای امت اسلامی است. این جهاد، نه بر پایه خشونت، بلکه بر پایه شکوه معرفتی، استقلال فکری و انسجام اجتماعی بنا شده است. با مطالعه منابعی چون سایت جماران، اهل‌بیت و ویکی‌اهل‌بیت که متون و شروح نهج‌البلاغه را در اختیار محققان قرار می‌دهند، می‌توان دریافت که راه برون‌رفت از چالش‌های معاصر، بازگشت به «عزت قرآنی» است که علی (ع) بزرگترین مبلغ آن بود. جهاد کبیر در عصر حاضر، حفظ هویت در دنیای جهانی‌سازی شده، ترویج سبک زندگی اسلامی و ایستادگی در برابر روایت‌های تحریف‌شده از انسان و جهان است. همان‌گونه که در تفسیر آیه ۴۵ سوره بقره (استعینوا بالصبر و الصلاه) نیز اشاره شده، این ایستادگی نیازمند پشتوانه روحی و پیوند با وحی است؛ امری که در تمام سطور نهج‌البلاغه به عنوان تنها راه نجات جامعه بشری فریاد زده شده است. در نهایت، جهاد کبیر یعنی ساختن تمدنی که در آن «اطاعت از کفر» جای خود را به «حاکمیت ارزش‌های الهی و انسانی» داده باشد.

نقطه ثقل این آیه، اصطلاح «جهاد کبیر» است. در منطق قرآنی و علوی، جهاد تنها به معنای حضور در میدان نبرد نظامی (جهاد اصغر) نیست، بلکه ابعاد گسترده‌تری را در بر می‌گیرد که ریشه در ایستادگی فکری و فرهنگی دارد. جهاد کبیر در آیه ۵۲ سوره فرقان، به معنای عدم تبعیت از الگوهای زیستی، فکری و رفتاری جبهه کفر و پایداری بر ارزش‌های توحیدی با بهره‌گیری از سلاح تبیین و قرآن است. نهج‌البلاغه به عنوان «اخ‌ القرآن» (برادر قرآن)، دقیق‌ترین نقشه راه را برای تحقق این جهاد در لایه‌های مختلف جامعه ارائه می‌دهد. امیرالمؤمنین علی (ع) در جای‌جای این کتاب ارزشمند، جامعه را به بازگشت به عزت ایمانی و دوری از استحاله فرهنگی فرا می‌خواند. از منظر ایشان، بزرگترین خطر برای یک جامعه، نه جنگ نظامی، بلکه تسلیم شدن اراده‌ها و مسخ شدن هویت فرهنگی است که در آیه فرقان با نهی «فلا تطع» (اطاعت مکن) مورد تاکید قرار گرفته است.

استقلال فرهنگی و نهی از خودباختگی در سیره علوی

در نهج‌البلاغه، استقلال امت اسلامی بر پایه معرفت قرآنی بنا شده است. آیه ۵۲ سوره فرقان دستور می‌دهد که برای مقابله با کافران، باید از خودِ قرآن بهره جست. امام علی (ع) در خطبه ۱۹۸ نهج‌البلاغه در توصیف قرآن می‌فرماید: «جعله الله ریاً لعطش العلماء، و ربیعاً لقلوب الفقهاء… و عزاً لمن تولاه» (خواوند قرآن را مایه سیرابی دانشمندان و بهار دل‌های فقیهان قرار داد… و مایه عزت برای کسی که آن را سرپرست خود سازد). این همان ابزار جهاد کبیر است. در نگاه اجتماعی، جامعه‌ای که بخواهد از کافران اطاعت نکند، باید به غنای فرهنگی داخلی خود تکیه کند. علی (ع) در نامه‌ها و خطبه‌های خود مکرراً هشدار می‌دهد که اگر امت اسلام از داشته‌های معرفتی خود غافل شود، ناخودآگاه به دنباله‌روی از الگوهای بیگانه می‌افتد. این «عدم اطاعت» که در آیه مطرح شده، در نهج‌البلاغه به صورت یک نظام تربیتی تجلی می‌یابد که فرد و جامعه را در برابر نفوذ نرم دشمن رویین‌تن می‌کند.

جهاد کبیر، جهادی از جنس کلام و آگاهی است. امام علی (ع) بزرگترین مجاهد این عرصه است؛ ایشان در دورانی که فتنه‌ها غبارآلودگی ایجاد کرده بود، با خطبه‌های خود به تبیین حقایق پرداختند. در حکمت ۴۲۰ نهج‌البلاغه، ایشان بر ارزش دانش و تبیین تاکید کرده و آن را برتر از هر ثروتی می‌دانند. از منظر فرهنگی، جهاد کبیر یعنی نبرد با شبهات و زدودن زنگار از چهره حقیقت. آیه ۵۲ فرقان می‌گوید «بِهِ» (به واسطه آن/قرآن)؛ یعنی ابزار این نبرد، کتاب و حکمت است. در جامعه‌ای که رسانه‌ها و جریان‌های فکری بیگانه سعی در تغییر ذائقه فرهنگی دارند، بازگشت به منطق نهج‌البلاغه که سرشار از استدلال‌های عقلی و اخلاقی است، مصداق بارز جهاد کبیر است. امام در خطبه ۸۷، ویژگی‌های محبوب‌ترین بنده نزد خدا را برمی‌شمارد که یکی از آن‌ها «کتاب الله» را راهنمای خود قرار دادن است. این یعنی مقاومت فرهنگی از مسیر خودسازی و آگاهی‌بخشی اجتماعی می‌گذرد.

نمی‌توان دم از جهاد کبیر و عدم اطاعت از کافران زد، اما نسبت به شکاف‌های اجتماعی بی تفاوت بود. نهج‌البلاغه پیوند عمیقی میان عدل و استقامت ملی برقرار می‌کند. در فرمان معروف به مالک اشتر (نامه ۵۳)، امام به وضوح بیان می‌کنند که ستون‌های دین و مایه جمعیت مسلمانان و نیروی دفاعی در برابر دشمنان، توده مردم و برقراری عدالت در میان آن‌هاست. اگر جامعه‌ای دچار فساد اقتصادی و تبعیض شود، قدرت ایستادگی در جهاد کبیر را از دست می‌دهد و در برابر فشارهای فرهنگی و سیاسی دشمن شکننده می‌شود. آیه ۵۲ فرقان با نگاهی حکیمانه، ما را به تقابلی مبنایی فرا می‌خواند و نهج‌البلاغه توضیح می‌دهد که این تقابل زمانی موفق است که در داخل، جبهه حق بر مدار عدل تنظیم شده باشد. عزت اجتماعی که ثمره عدم تبعیت از دشمن است، تنها در سایه عمل به فرامین اجتماعی اسلام محقق می‌شود.

«جهاداً کبیراً» نیازمند دیدی نافذ است که امام علی (ع) آن را «بصیرت» می‌نامند. در خطبه ۱۷۳ نهج‌البلاغه آمده است: «و لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر» (این پرچم را به دوش نمی‌کشد مگر کسی که اهل بصیرت و پایداری باشد). در ساحت فرهنگی، دشمن با چهره‌ای حق‌به‌جانب و با استفاده از ابزارهای جذاب وارد می‌شود.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *