محمدباقر خراسانی عضو مجمع عالی حکمت اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در هر انقلاب و هر نهضتی وجود یک رهبر که بتواند جامعه را مدیریت کند و به اهداف و سرمنزل مقصود برساند ضرورتی غیرقابل انکار است به همین جهت برای یک رهبر نقشها و وظایفی را تعریف میکنند تا بتواند براساس وظایف، اختیارات و نقشهای تعیین شده کشور را به اهدافش را برساند و سیاستها را اجرایی کند.
اندیشه ولایت فقیه با عدالت و جمهوریت سازگار است
وی افزود: در همه دنیا کشورها برای اینکه به اهداف تعیین شده خود برسند از افرادی به عنوان رهبر استفاده میکنند که برخی این نقش رهبر را یک رئیس جمهور ایفا میکند یا در قالبهای دیگری تعریف میشود. پس اصل ضرورت وجود یک رهبر غیرقابل انکار و ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
خراسانی بیان داشت: اما در جامعه اسلامی و براساس خصوصا مبانی و اندیشه سیاسی شیعی این جایگاه و نقش برای ولی فقیه تعریف شده است. ما در جمهوری اسلامی از زمانی که خود حضرت امام مبنای حکومت را براساس اندیشه ولایت فقیه تاسیس کرد گرچه ایننکته لازم است گفته شود بحث ولایت فقیه از چند قرن قبل حداقل دو سه قرن قبل مطرح بوده است و افرادی مثل مرحوم کرکی و نائینی ان را بیان کردند به خصوص مرحوم کرکی به طور مفصل بیان کرده است اما حضرت امام این اندیشه را پرورش داد براساس یک نظام سیاسی اندیشه را رشد داد و یک ساختار سیاسی شکل گرفت.
وی گفت: در ایران بعد از انقلاب ۵۷ جمهوری اسلامی شکل گرفته که ۲ رکن جمهوریت و اسلامیت وجود دارد. معتقدیم ولی فقیه در جامعه ایرانی این رکن و ۲ پایه را کامل حفاظت می.کند چون از ویژگی های کلی فقیه یکی عدالت و یکی تقوا است البته ویژگی های دیگری مثل اسلام شناسی و مصالح روز هم مطرح است اما تقوا و عدالت بسیار مهم است که به محض از دست دادن یکی از این ۲ ویژگیعزل میشود.
خراسانی بیان داشت: عدالت فقیه سبب میشود جمهوریت نظام حفظ شود و تقوای فقیه سبب میشود اسلامیت نظام حفظ شود. پس جمهوری اسلامی قوامش و استمرارش با حضور ولی فقیه است. از این رو میبینیم در جامعه اسلامی ادیان و افراد مختلف ولو اگر در مبانی در تضاد باشند باهم زندگی میکنند. آن عدالت فقیه سبب شده اینها بتوانند به عنوان جمهور زندگی کنند مادامی که قوانین و مقررات کشور را نیز رعایت کنند.
پس برای جامعه و برای اینکه این ۲ رکن جمهوریت و اسلامیت حفظ شود و مبنای جمهوری اسلامی پیش برود چاره ای جز اینکه اندیشه مترقی ولایت فقیه را گسترش بدهیم نداریم. هم اندیشه ولی فقیه و هم شخص ولی فقیه مهم است.
اینعضو مجمع عالی حکمت اسلامی تصریح کرد: این روزها بعد از شهادت امام خامنهای دیدیم این جایگاه خودش را بهتر نشان داد و حتی کسانی که تا قبل از ۹ اسفند انتقادهایی داشتند و خرده میگرفتند سوال جدیشان ابن این شد ه رهبر کیست و چه کسی می خواهد سکان دار ولایت فقیه باشد. چرا که ولی فقیه را عمود و ستون بلندی میبنند که خیمه نظام بر آن استوار شده است. اگر این عمود را بردارند این خیمه پایین می آید هم جمهوریت و هم اسلامیت میپاشد.
وی با بیان این نکته که اندیشه ولایت فقیه با عدالت و جمهوریت سازگار است و با دموکراسی و مردم سالاری مطابقت دارد تصریح کرد: جالب اینکه ما همین اندیشه ولایت فقیه را وقتی می خواهیم در جامعه تسری و گسترش دهیم نیاز به ولی داریم. ولی فقیه در جامعه با رای غیرمستقیم مردم و به صورت دموکراسی انتخاب میشود و مردم خبرگان را انتخاب میکنند. پس مردم در تعیین ولی فقیه هم نقش آفرین هستند. برخلاف روش سلطنتی که مردم هیچ نقشی ندارند و نقشی تعریف نشده است. اندیشه ولایت فقیه برای ولی فقیه اختیار تعریف می کند و هم مسئولیت و وظیفه در حالی که برای سلطنت تنها اختیار تعریف میشود. به همین خاطر می توانیم بگوییم ولایقت فقیه که جمهوریت و اسلامیت بر آن تکیه میکند سبب میشود جامعه ارکان و ساختارهایش جلو برود و تضاد و تعارضی بین آنان نداشته باشد و جزو مارقی ترسن روش های حکمرانی در دنیا می تواند معرفی شود.