ریحانه اسکندری: در تاریخ سینما کمتر اثری را میتوان یافت که بدون تکیه بر جلوههای ویژه سنگین، صحنههای نبرد عظیم یا ریتمهای تند و هالیوودی، بتواند نفس بیننده را در سینه حبس کند و تماشاگر را در میان یک دیالوگ دونفره، به افقهای عمیق اخلاقی و سیاسی بکشاند. فیلم سینمایی «مردی برای تمام فصول» ساخته بینظیر فرد زینهمان محصول سال ۱۹۶۶، درست یکی از همین نادرترین پدیدههاست. اثری که نخستین بار در اواخر جولای ۱۹۶۶ روی پرده رفت و نشان داد که چگونه یک فیلمنامه متکی بر قدرت کلمات، میتواند داستانی مربوط به قرن شانزدهم میلادی را به مسئله امروز انسان مدرن تبدیل کند.
این مطلب به مناسبت سالروز نخستین اکران جهانی فیلم «مردی برای تمام فصول» (۲۵ جولای ۱۹۶۶) نوشته شده تا با مروری بر ماندگاری، افتخارات اسکار و حواشی جذاب پشتپردهاش، دلایل اهمیت تاریخی این درام سینمایی را بازخوانی کند.

جدال قدرتمند وجدان و قدرت؛ داستانی که کهنه نمیشود
داستان فیلم روایتگر سالهای پایانی زندگی «سر توماس مور»، حقوقدان، فیلسوف، نویسنده و صدراعظم متأله انگلستان در زمان پادشاهی هنری هشتم است. پادشاه که برای تثبیت جانشینی خود به دنبال طلاق دادن همسرش کاترین آراگون و ازدواج با آن بولین است، نیاز به تأیید شرعی و قانونی پاپ دارد. اما پس از مخالفت کلیسای رم، هنری هشتم تصمیم میگیرد سلطه کلیسا را کنار زده و خود را رأس کلیسای انگلستان اعلام کند.
در این میان، تنها یک مانع نامرئی اما بسیار مستحکم در برابر اراده مطلق پادشاه قد علم میکند: سکوت و امضا نکردن مصوبه سوگند جانشینی توسط سر توماس مور. توماس مور نه سر به طغیان میدارد و نه بیانیهای علیه پادشاه صادر میکند؛ او تنها سکوت میکند و حاضر نمیشود بر خلاف وجدان دینی و عقیده شخصیاش، قانونی را امضا کند که آن را غیرشرعی میداند. همین سکوت قانونمدارانه، حکومت شاه را به جنون میکشد و ماشین سرکوب سیاسی را به راه میاندازد تا پاپوشهای حقوقی و شهادتهای دروغین، ایستادهترین مرد بریتانیا را به پای چوبه دار بکشانند.
تیم سازنده؛ تثلیث طلایی سینمای درام
موفقیت «مردی برای تمام فصول» ماحصل همافزایی سه غول بیبدیل هنر هفتم بود.
فرد زینهمان در مقام کارگردان، کارگردان نامدار اتریشیتبار هالیوود که پیشتر با ساخت شاهکارهایی چون « نیمروز» و «از اینجا تا ابدیت» قدرت خود را در تصویرسازی تنهایی انسانهای وفادار به اصول ثابت کرده بود، در این اثر توانست ظریفترین حرکات صورت و تنشهای کلامی را به درامی نفسگیر تبدیل کند.

رابرت بولت بهعنوان نویسنده، فیلمنامهنویس بزرگ بریتانیایی که فیلمنامه را بر اساس نمایشنامه موفق خودش به نگارش درآورد، قلمش به قدری فاخر، موزون و سرشار از استعارههای حقوقی و انسانی است که هنوز هم در دانشکدههای فیلمنامهنویسی بهعنوان الگوی درامنویسی تدریس میشود. او بعدتر فیلمنامههای «لورنس عربستان» و «دکتر ژیواگو» را نیز نگاشت.

پل اسکوفیلد در نقش توماس مور، بازیگر مطرح تئاتر شکسپیری که نقشآفرینیاش در این فیلم به عقیده بسیاری از منتقدان، یکی از ۱۰ بازی برتر تاریخ سینماست، بدون هیچگونه اغراق، داد و فریاد یا رفتارهای نمایشی، تنها با نگاهها، سکوتهای سنگین و لحن موقرش، خرد و وقار توماس مور را جاودانه ساخت.

بازیگرانی که پرده سینما را تسخیر کردند
در کنار پل اسکوفیلد، فهرست بازیگران فیلم مجموعهای از درخشانترین چهرههای تاریخ بازیگری انگلستان است.
رابرت شاو در نقش شاه هنری هشتم، تصویرگری روباهصفت، خشمگین و در عین حال جذاب و مقتدر از پادشاه انگلستان ارائه داد و بازی او چنان پرانرژی است که در همان حضورهای کوتاه، کل صحنه را تحت تأثیر قرار میدهد.

اورسن ولز در نقش کاردینال ولسی، غول سینمای جهان در نقشی کوتاه اما فوقالعاده کلیدی، نماد قدرت سیاسیِ فرسوده کلیسا را به شکلی استثنایی ایفا کرد.

جان هرت در نقش ریچارد ریچ، بازیگر جوان آن روزها که نقش مردی سستعنصر و جاهطلب را بازی میکند، شخصیتی را به تصویر کشید که برای رسیدن به پست و مقام، شرف خود را فروخته و بر علیه توماس مور شهادت دروغ میدهد.
لیو مککرن در نقش توماس کرامول، دادستان بیرحم و سیاسیکاری است که با تمام قوا سعی دارد به هر قیمت ممکن توماس مور را محکوم کند.
طوفان در اسکار؛ وقتی تمام جوایز اصلی درو شد
درخشش «مردی برای تمام فصول» در سیونهمین دوره جوایز آکادمی اسکار، یکی از قاطعترین پیروزیهای تاریخ سینما را رقم زد. این فیلم با هشت نامزدی وارد کارزار اسکار شد و توانست شش مجسمه طلایی اصلی را از آن خود کند. فرد زینهمان مزد دو دهه فیلمسازی درخشانش را گرفت و دو اسکار بهترین فیلم در مقام تهیهکننده و بهترین کارگردانی را به خانه برد.
در بخش بازیگری، پل اسکوفیلد برای ارائه یکی از متینترین و عمیقترین بازیهای تاریخ، مجسمه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را تصاحب کرد. رابرت بولت نیز اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را دریافت نمود. علاوه بر این، فیلم در بخشهای فنی نیز دستخالی نرفت و اسکار بهترین فیلمبرداری رنگی برای تد مور و بهترین طراحی لباس برای الیزابت هافندن به این اثر رسید. در کنار این شش اسکار ماندگار، رابرت شاو در نقش شاه هنری هشتم و وندی هیلر در نقش همسر توماس مور نیز نامزد دریافت اسکار بازیگری مکمل شده بودند که قدرت شگرف تیم بازیگری فیلم را اثبات میکرد.

فکتهای جالب و ناگفته از پشتپرده فیلم
رد کردن پیشنهاد هالیوود برای استفاده از ستارگان بزرگ: کمپانی کلمبیا پیکچرز در ابتدا فشار زیادی آورد تا نقش توماس مور به ریچارد برتون یا چارلتون هستون داده شود. اما فرد زینهمان اصرار کرد که فقط پل اسکوفیلد که بازیگر تئاتر بود میتواند حق مطلب را ادا کند. او تهدید کرد که اگر اسکوفیلد نباشد، فیلم را نمیسازد.
ارزانترین شاهکار تاریخ اسکار: فیلم با بودجهای کمتر از دو میلیون دلار ساخته شد که حتی برای آن دوران نیز بودجه بسیار پایینی محسوب میشد. اما در گیشه بیش از بیست و هشت میلیون دلار فروش کرد و یکی از سودآورترین آثار سال شد.
جملهای که تاریخ سینما را تکان داد: دیالوگ معروف توماس مور به ریچارد ریچ وقتی فهمید او در ازای گرفتن پست نایبالسلطنه ولز شهادت دروغ داده است: «ریچارد… واقعا سودش چیست که انسانی روحش را بفروشد تا تمام جهان را به دست آورد… با این حال تو این کار را فقط برای ولز کردی؟!»
رکورد جایزه سهگانه: پل اسکوفیلد برای بازی در نقش توماس مور، هم جایزه تونی در تئاتر، هم جایزه اسکار در سینما و هم جایزه بفتا را کسب کرد؛ افتخاری که در تاریخ بازیگری بسیار نادر است.

چرا «مردی برای تمام فصول» هنوز شاهکار و ماندگار است؟
راز ماندگاری این اثر را باید در چند مؤلفه کلیدی جستجو کرد.
مسئله قانون و وجدان؛ فیلم به شکلی عمیق این پرسش را مطرح میکند که وقتی قانونِ یک کشور با اصول اولیه اخلاق و وجدان انسانی در تعارض قرار میگیرد، تکلیف شهروند چیست؟ توماس مور تا آخرین لحظه پناهگاه خود را قانون میداند، اما زمانی که قانون مفرغی برای تباهی اخلاق میشود، مرگ با عزت را بر زندگی با مذلت ترجیح میدهد.
دیالوگنویسی فاخر و هوشمندانه؛ در فیلم، کلمات به مثابه شمشیر عمل میکنند. جدالهای کلامی میان توماس مور و توماس کرامول در دادگاه، یا گفتگوهای پر تنش مور با همسر و دخترش، نمونهای استثنایی از تکنیک درام در سینماست.
عدم وجود نگاه سیاه و سفید سادهلوحانه؛ تمام شخصیتها دارای انگیزههای انسانی و سیاسی ملموس هستند. حتی ریچارد ریچ که خیانت میکند، شخصیتی شیطانیِ بالفطره نیست، بلکه جوانی ضعیفالنفس است که وسوسههای دنیا او را میلغزاند.
۵۹۲۴۴
