مجله اینترنتی شهر فارسی

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود

ریحانه اسکندری: روز چهاردهم می زادروز کاترین الیز بلانشت ستاره سینماست، زنی که جهان او را با نام کیت بلانشت می‌شناسد، در حالی زادروزش را جشن می‌گیرد که کارنامه‌اش نه تنها با مجسمه‌های طلایی اسکار و بفتا، بلکه با احترامی عمیق از سوی منتقدان و تماشاگران در سراسر جهان مزین شده است.

او که به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران نسل خود شناخته می‌شود، شخصیتی است که در هر نقش، گویی دوباره متولد می‌شود و پوست می‌اندازد.

از قامت باصلابت ملکه الیزابت اول تا آشفتگی ذهنی لیدیا تار، بلانشت نشان داده است که بازیگری برای او نه یک حرفه، بلکه یک «حالت وجودی» یا مجموعه‌ای از اتمسفرهاست که او در آن حل می‌شود.

در این تک‌نگاری، ما به بهانه تولد او، به زندگی شخصی و حرفه‌ای زنی می‌پردازیم که ابعاد کمتر دیده شده‌اش، داستانی به مراتب جذاب‌تر از نقش‌های سینمایی‌اش دارد.

قبل و بعد از آن خداحافظی ناتمام

حیات کیت بلانشت در محله ایوانهو ملبورن آغاز شد، جایی که کودکی او در میان تضادهای فرهنگی و خانوادگی شکل گرفت. مادر استرالیایی‌اش، جون، یک معلم و توسعه‌دهنده املاک بود و پدر آمریکایی‌اش، رابرت دویت بلانشت جونیور، یک افسر نیروی دریایی اهل تگزاس که تقدیر او را در اثر خرابی کشتی‌اش در ملبورن ماندگار کرده بود. اما این ثبات خانوادگی در ده سالگی کیت با فاجعه‌ای بزرگ در هم شکست؛ مرگ ناگهانی پدر بر اثر حمله قلبی. این واقعه نه تنها یک تروما، بلکه آغازی برای شکل‌گیری پیچیده‌ترین لایه‌های شخصیتی کیت بود.

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود
کیت بلانشت در دوران کودکی

او به یاد می‌آورد که در لحظه مرگ پدر، در حال نواختن پیانو بود و پدرش از پشت پنجره برای او دست تکان داد؛ تصویری که آخرین دیدار آن‌ها شد.

این فقدان چنان عمیق بود که کیت کودکی خود را به دو بخش «قبل و بعد از آن خداحافظی» تقسیم می‌کند. او پس از آن روز، آیینی شخصی و همیشگی را برای خود برگزید؛ او هرگز خانه را بدون خداحافظی فیزیکی و در آغوش گرفتن تمام اعضای خانواده ترک نمی‌کند، چرا که همیشه هراسی ناخودآگاه از تکرار آن وداع ناتمام دارد.

وقتی فقر، بوی قهوه و تئاتر می‌داد

نوجوانی کیت، دورانی از سرکشی و جستجوی هویت بود. او خود را به عنوان کودکی توصیف می‌کند که «بخشی برون‌گرا و بخشی سرکشی درون گرایانه» بود. در سال‌های دبیرستان، او وارد فازهای پانک و گوت شد، موهای سرش را به طور کامل تراشید و با پوشیدن لباس‌های مردانه، هنجارهای جنسیتی زمانه خود را به چالش کشید.

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود
کیت بلانشت در نوجوانی

این روحیه جستجوگر حتی در انتخاب مشاغل اولیه او نیز دیده می‌شد؛ او مدتی در یک خانه سالمندان در ویکتوریا کار کرد، تجربه‌ای که به گفته خودش، او را با مفهوم فناپذیری و عمق رنج انسانی آشنا کرد. اما جرقه بازیگری نه در کلاس‌های درس ملبورن، بلکه در سفری اتفاقی به مصر زده شد. کیت که در نوزده سالگی برای جهانگردی به قاهره رفته بود، به دلیل کمبود بودجه، پیشنهاد بازی به عنوان سیاهی‌لشکر در یک فیلم بوکس مصری به نام «کابوریا» را پذیرفت.

اگرچه او در آن فیلم تنها یک تشویق‌کننده آمریکایی بود، اما تجربه حضور در برابر دوربین، او را به سمتی سوق داد که پس از بازگشت به استرالیا، تحصیل در رشته اقتصاد را رها کرده و به موسسه ملی هنرهای دراماتیک (NIDA) بپیوندد.

دوران دانشجویی در سیدنی برای کیت با فقر و سختی همراه بود. او در خانه‌ای مشترک زندگی می‌کرد که پنجره اتاقش رو به یک دیوار آجری باز می‌شد و به قدری بی‌پول بود که مجبور بود برای هر فنجان قهوه‌ای که در کافه می‌نوشد، از روز قبل برنامه‌ریزی مالی کند. با این حال، استعداد او در تئاتر سیدنی به سرعت کشف شد. اولین موفقیت‌های او در نمایش‌هایی چون «رقص کافکا» و «اولینا» به قدری خیره‌کننده بود که او را به عنوان پدیده جدید صحنه استرالیا معرفی کرد.

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود
کیت بلانشت

اما شهرت جهانی در سال ۱۹۹۸ با فیلم «الیزابت» به سراغش آمد. بلانشت برای بازی در نقش ملکه الیزابت اول، چنان تحولی در بازیگری تاریخی ایجاد کرد که نامش در میان نامزدهای اسکار قرار گرفت. او بعدها دوباره در سال ۲۰۰۷ این نقش را ایفا کرد و تنها بازیگر زنی شد که برای بازی در یک نقش واحد در دو فیلم متفاوت، نامزد اسکار شده است.کیت بلانشت بازیگری است که به خاطر دقت وسواس‌گونه‌اش در تحقیق و آمادگی برای نقش‌ها شهرت دارد.

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود
کیت بلانشت در فیلم «الیزابت»

برای بازی در نقش کاترین هپبورن در فیلم «هوانورد» ساخته مارتین اسکورسیزی، او نه تنها تمام فیلم‌های هپبورن را تماشا کرد، بلکه یاد گرفت که چگونه با لهجه خاص او صحبت کند و حتی حرکات بدنی او را در زندگی روزمره تمرین می‌کرد. نتیجه این تلاش، اولین جایزه اسکار او بود؛ او تنها بازیگری است که برای بازی در نقش یک برنده دیگر اسکار (کاترین هپبورن)، این جایزه را دریافت کرده است. اما شاید اوج هنر دگرگونی او را بتوان در فیلم «من آنجا نیستم» دید، جایی که او در نقش یکی از پرسوناهای باب دیلن ظاهر شد و با فیزیکی ظریف و نگاهی نافذ، جنسیت را در بازیگری به امری ثانویه تبدیل کرد.

در سال‌های اخیر، فیلم «تار»  به کارگردانی تاد فیلد، فصلی نوین در زندگی حرفه‌ای بلانشت گشود. او در نقش لیدیا تار، رهبر ارکستری مستبد و نابغه، وارد غرق‌شدن کامل در شخصیتی شد که حتی برای خودش نیز ترسناک بود. بلانشت برای این نقش، زبان آلمانی آموخت، نوازندگی پیانو را به سطح حرفه‌ای رساند و ماه‌ها به مطالعه تکنیک‌های رهبری ارکستر از بزرگانی چون ایلیا موسین و لئونارد برنستین پرداخت.

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود
کیت بلانشت در فیلم «تار»

تاد فیلد می‌گوید کیت تمام فیلمنامه را به طور کامل حفظ کرده بود و حتی کدهای فنی و موسیقیایی را به خوبی می‌شناخت. او در حین فیلمبرداری، واقعاً ارکستر فیلارمونیک درسدن را رهبری می‌کرد و نوازندگان را با دانش موسیقیایی خود شگفت‌زده کرده بود.

بلانشت معتقد است که لیدیا تار شخصیتی است که از صداها رنج می‌برددو این حساسیت آکوستیک، هم مایه نبوغ اوست و هم مایه فروپاشی‌اش.

زندگی شخصی کیت بلانشت، تضادی جالب با زرق و برق هالیوود دارد.

عشق در اولین نگاه نه، در اولین شام بد

او در سال ۱۹۹۶ با اندرو آپتون، نمایشنامه‌نویس و کارگردان، آشنا شد. آشنایی آن‌ها با «نفرت در نگاه اول» آغاز شد؛ کیت فکر می‌کرد اندرو مغرور است و اندرو تصور می‌کرد کیت فردی منزوی و از خود راضی است. اما سه هفته پس از اولین قرار عاشقانه، اندرو از او خواستگاری کرد. داستان این خواستگاری به یکی از حکایت‌های مشهور زندگی آن‌ها تبدیل شده است.

کیت می‌گوید در آن شب شامی بسیار بد شامل ماهی قزل‌آلا، گردو و پنیر بز پخته بود و اندرو با وجود طعم بد غذا، از او خواستگاری کرد. آن‌ها اکنون بیش از ۲۵ سال است که ازدواج کرده‌اند و چهار فرزند دارند: داشیل، رومن، ایگناتیوس و ایدیث که او را در سال ۲۰۱۵ به سرپرستی پذیرفتند.

کیت و خانواده‌اش اکنون در مزرعه‌ای ۱۰۰ هکتاری در ساسکس انگلستان زندگی می‌کنند، جایی که او به دور از جنجال‌های شهر، به باغبانی و زندگی روستایی مشغول است.

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود
کیت بلانشت در کنار همسر و یکی از فرزندانش

خورشید بر سقف تئاتر و صدای بی‌صدای پناهندگان

یکی از ابعاد زندگی بلانشت که کمتر در رسانه‌ها به آن پرداخته می‌شود، تعهد عمیق او به محیط زیست است. او و همسرش در دوران مدیریت هنری تئاتر سیدنی (STC)، پروژه‌ای متهورانه به نام «سبز کردن اسکله» را اجرا کردند.

آن‌ها ساختمان تاریخی تئاتر را به دومین مرکز بزرگ پنل‌های خورشیدی سقفی در استرالیا تبدیل کردند و سیستم‌های پیشرفته بازیافت آب باران را نصب کردند که سالانه میلیون‌ها لیتر آب ذخیره می‌کند.

بلانشت معتقد است که هنر نمی‌تواند نسبت به بحران‌های اقلیمی بی‌تفاوت باشد و هنرمندان باید در عمل نشان دهند که تغییر ممکن است.

علاوه بر محیط زیست، بلانشت از سال ۲۰۱۶ به عنوان سفیر حسن نیت کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد (UNHCR) فعالیت می‌کند. او به کشورهای مختلفی از جمله اردن، لبنان، سودان جنوبی و نیجریه سفر کرده است تا از نزدیک با خانواده‌های پناهنده دیدار کند. او در سخنرانی‌های خود در پارلمان اروپا و مجمع جهانی اقتصاد، با زبانی تند از سیاست‌های ضدمهاجرتی انتقاد کرده و خواستار «قطب‌نمای اخلاقی» در برخورد با انسان‌های آواره شده است.

او حتی صندوقی به نام «صندوق فیلم جابجایی»  را برای حمایت از فیلمسازان پناهنده تاسیس کرده است تا آن‌ها بتوانند روایت‌های خود را با استقلال هنری بیان کنند.

آفتاب‌پرست باوقار؛ معمای زنی باکودکیِ آغشته به فقر و فقدان تا تاج‌گذاری در قله هالیوود
کیت بلانشت

هراس از «دستگاه برگ‌روب» و ستایش چین و چروک

کیت بلانشت در ۵۵ سالگی، همچنان به دنبال چالش‌های جدید است. او در مصاحبه‌های اخیرش با صراحت درباره «عمر مفید» بازیگران زن در هالیوود صحبت کرده و گفته است که در ابتدای کارش، به او هشدار داده بودند که تا ۳۲ سالگی بیشتر فرصت ندارد. اما او با انتخاب‌های هوشمندانه و دوری از کلیشه‌ها، این پیش‌بینی را باطل کرد. او پیری را نه یک تهدید، بلکه بخشی از تکامل انسانی می‌بیند و مخالف سرسخت جراحی‌های پلاستیک و فیلترهای زیبایی است که چهره‌ها را شبیه «عروسک‌های باربی» می‌کند.

او می‌گوید زیبایی واقعی در افرادی است که به بیرون از خود نگاه می‌کنند و در جهان مشارکت دارند، نه کسانی که غرق در نفرت از خود یا وسواس جوانی هستند.

عادات و علایق شخصی کیت نیز به اندازه نقش‌هایش منحصر به فرد است. او اعتراف می‌کند که به شدت از «دستگاه‌های برگ‌روب» متنفر است و آن‌ها را نمادی از بیهودگی بشری می‌داند.

او همچنین به «حمام یخ» یا غوطه‌وری در آب سرد به عنوان یک آیین صبحگاهی برای حفظ سلامت روان و اتصال به زمین عادت دارد. علاقه او به صداها چنان است که می‌گوید اگر بازیگر نمی‌شد، حتما ک هنرمند «فولی»  می‌شد تا صداهای مختلف را برای فیلم‌ها خلق کند.

او حتی به شوخی می‌گوید که مهارت خاصی در ایجاد صداهای بد به صورت ارادی دارد، اما در تولید صداهای دیگر چندان هنرمند نیست.

الکترا؛ بازگشت به مسلخ هویت

در جبهه هنری، بلانشت پس از موفقیت خیره‌کننده در نمایش «مرغ دریایی» در تئاتر باربیکن لندن در سال ۲۰۲۵، خود را برای یک پروژه بزرگ دیگر آماده می‌کند.

او قرار است در آگوست ۲۰۲۶ با نمایش «الکترا/پرسونا» به کارگردانی بندیکت اندروز به تئاتر ملی لندن بازگردد. این نمایش که ترکیبی از تراژدی سوفوکل و فیلم «پرسونا» اثر اینگمار برگمان است، بار دیگر او را در مقابل نینا هوس، هم‌بازی‌اش در فیلم «تار»، قرار می‌دهد.

این پروژه به وضوح نشان‌دهنده میل سیری‌ناپذیر او برای کاوش در مرزهای هویت و اجراست؛ جایی که مرز بین «خود» و «نقش» از میان می‌رود.

کیت بلانشت، امروز در حالی زادروز خود را جشن می‌گیرد که نه تنها یک ستاره سینما، بلکه یک مانیفست زنده از اخلاق حرفه‌ای، تعهد اجتماعی و شجاعت هنری است.

۵۹۲۴۴

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *