به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایندیوایر، کارگردان نامدار، گیرمو دلتورو، بخش عمدهای از زندگی خود را صرف مطالعه و شیفتگی نسبت به آثار آلفرد هیچکاک کرده است. او این هفته حاصل دههها پژوهش و دلبستگی خود را در قالب مجموعهای از نمایش فیلم و سخنرانی با عنوان «گیرمو دلتورو هیچکاک را کالبدشکافی میکند» در موزه آکادمی هنرهای سینمایی لسآنجلس با مخاطبان به اشتراک گذاشته است.
دلتورو برای این برنامه پنج فیلم مهم هیچکاک را برگزیده است: «بدنام»، «سایه یک شک»، «شمال از شمال غربی»، «اعتراف میکنم» و «جنون». این آثار در موزه به نمایش درمیآیند و پیش از هر نمایش، دلتورو در سخنرانیهای مفصل خود علاوه بر ارائه زمینه تاریخی، به تحلیلهای بصری و مضمونی فیلمها میپردازد و حتی برخی از مهمترین صحنهها را نما به نما بررسی میکند.
این مرور آثار، شامگاه پنجشنبه با نمایش فیلم «بدنام» محصول ۱۹۴۶ آغاز شد؛ فیلمی که دلتورو آن را نقطه عطفی در مسیر حرفهای هیچکاک به عنوان فیلمسازی در هالیوود میداند.
دلتورو توضیح داد که پیش از ساخت «بدنام»، همکاریهای هیچکاک با تهیهکننده افسانهای، دیوید او. سلزنیک ــ کسی که نخستین بار هیچکاک را از بریتانیا به آمریکا آورد ــ همواره تحت تأثیر کشمکشهای خلاقانه میان این دو شخصیت قدرتمند قرار داشت. در فیلمهایی مانند «ربهکا» و «طلسمشده»، سلزنیک با دخالتهای مداوم و ارسال یادداشتهای بیشمار تلاش میکرد همه جزئیات کار را کنترل کند؛ هرچند هیچکاک گاهی تنها با صبر و مقاومت موفق میشد نظر خود را به کرسی بنشاند.
دلتورو در اینباره گفت: «او با سماجت و سکوت صبر میکرد و در نهایت به خواستهاش میرسید. اما سلزنیک حریفی همسنگ برای هیچکاک بود. او نمونه کامل یک تهیهکننده کنترلگر بود. وقتی از دشواریهای ساخت “ربهکا” صحبت میکنیم، در واقع از نبردی میان هیچکاک و سلزنیک حرف میزنیم. سلزنیک میخواست امضای خودش از همه پررنگتر باشد.»
اما چه اتفاقی در «بدنام» رخ داد؟
به گفته دلتورو، سلزنیک آنقدر درگیر تولید و مشکلات مالی وسترن پرهزینه «دوئل در آفتاب» شده بود که ناچار شد کنترل پروژه «بدنام» را به هیچکاک و استودیوی آر.کی.او. واگذار کند. همین اتفاق باعث شد هیچکاک برای نخستین بار بتواند با آزادی کامل و با بهرهگیری از تمام امکانات یک استودیوی بزرگ هالیوودی فیلم بسازد.
نتیجه، یکی از مهمترین آثار کارنامه او بود؛ فیلمی که در عین روایت یک داستان جاسوسی و عاشقانه، دغدغههای شخصی هیچکاک را نیز در خود جای داده و همزمان یک اثر پرتعلیق و کاملاً عامهپسند باقی مانده است.
دلتورو در بخشی از سخنرانی خود تصاویری از پشت صحنه فیلم «بدنام» را که در کتابخانه مارگارت هریک متعلق به آکادمی یافته بود، به نمایش گذاشت. او همچنین روند تکامل زبان تصویری هیچکاک را از آثار پیشینش تا «بدنام» و سپس فیلمهای متأخری مانند «جنون» بررسی کرد و با نمایش نماهایی از فیلمها نشان داد که چگونه برخی شگردهای بصری، مانند حرکت جرثقیلی دوربین که از آسمان آغاز میشود و بر جزئیاتی کوچک فرود میآید، در طول سالها تکامل یافتهاند.
دلتورو همچنین درباره مشهورترین صحنه عاشقانه «بدنام»، که کری گرانت و اینگرید برگمن مقابل هم هستند، صحبت کرد؛ صحنهای که با طراحی هوشمندانه میزانسن و حرکت بازیگران توانست محدودیتهای سختگیرانه مقررات سانسور آن دوران را دور بزند. این صحنه از نظر فنی قوانین را نقض نمیکرد، اما از نظر احساسی و معنایی کاملاً در تضاد با روح آن مقررات بود.
به اعتقاد دلتورو، نبوغ هیچکاک تنها در اجرای آن صحنه خلاصه نمیشود، بلکه در این نکته نیز آشکار است که او در پایان فیلم دوباره به همان الگوی عاطفی بازمیگردد و با تکرار ریتم آن صحنه در قالبی متفاوت، تنها با اتکا به زبان سینما تأثیری عمیق بر مخاطب میگذارد.
همین نگاه به هیچکاک به عنوان فیلمسازی که تجسم «سینمای ناب» است، انگیزه اصلی دلتورو برای برگزاری این مجموعه سخنرانیها بوده است.
او گفت: «هیچکاک یکی از خالصترین فیلمسازانی است که زبان سینما را نمایندگی میکند. چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چون فکر میکنم زبان سینما در حال از بین رفتن است. بیشتر اوقات وقتی درباره فیلمها صحبت میکنیم، آنها را با مفاهیمی که از نمایشنامهنویسی به ارث بردهایم بررسی میکنیم؛ یعنی داستان، فیلمنامه و شخصیتها. اما درباره دیگر هنرهای زیبا چنین کاری نمیکنیم.»
دلتورو برای توضیح این موضوع به آثار ونگوگ اشاره کرد و گفت: «هیچکس درباره یک تابلوی ونگوگ نمیگوید: “خب، چند شاخه گل داخل یک گلدان است.” درباره قدرت ضربههای قلممو، غنای رنگها و ویژگیهای هنری اثر صحبت میکنیم؛ یعنی با زبانی متناسب با همان رسانه هنری. اما به نظر من، ما در حال از دست دادن توانایی گفتوگو درباره سینما با چنین نگاهی هستیم.»
او تأکید کرد: «فیلم فقط درباره موضوعش یا شخصیتهایش نیست. سینما صرفاً در قالب مفاهیم نمایشی، اجتماعی یا سیاسی تعریف نمیشود. این یک هنر مستقل است؛ هنری که تنها از طریق خود سینما قابل بیان است.»
دلتورو هدف خود از برگزاری این نشستها را گسترش سواد سینمایی، بهویژه در میان فیلمسازان جوان، عنوان کرد و افزود: «امیدوارم این برنامه شما را ترغیب کند که فیلمها را بارها ببینید و هر بار از زاویهای تازه به آنها نگاه کنید.»
او همچنین خبر داد که با توجه به عضویتش در هیئت امنای آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، در آینده مجموعه سخنرانیهای مشابه دیگری نیز برگزار خواهد کرد. یکی از ایدههای او، برنامهای ویژه درباره فیلمهای مکزیکی لوئیس بونوئل است.
دلتورو در پایان گفت: «این وظیفه ماست که پیمان خود را با سینما دوباره زنده کنیم. این مسئولیت بر عهده استودیوها نیست. واقعیت این است که فیلم قدیمی وجود ندارد؛ فقط فیلمهایی هستند که منتظرند برای نخستین بار آنها را ببینید و دوباره برای خودتان تازهشان کنید.»
برنامه «گیرمو دلتورو هیچکاک را کالبدشکافی میکند» تا ۲۸ ژوئن در موزه آکادمی هنرهای سینمایی ادامه دارد.
5959

