به گزارش خبرنگار مهر، متن بیانیه به این شرح است:
بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی و مدنی با عنوان «جنگ نمیخواهیم»، در ظاهر دعوت به صلح است؛ اما در واقع، با نادیده گرفتن ریشههای جنگ اخیر، مخاطب خود را به اشتباه انتخاب کرده و جای متجاوز و مدافع را جابهجا کرده است.
نخستین پرسش ما از نویسندگان این بیانیه آن است که مگر جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ بوده است که امروز باید به «جنگطلبی» متهم شود؟ جنگی که ملت ایران با آن مواجه شد، جنگی تحمیلی بود. جمهوری اسلامی نه آغازگر تجاوز بود، نه میز مذاکره را ترک کرد و نه تهدیدی علیه دیگران محسوب میشد. حتی میانجی مذاکرات نیز تصریح کرد که ایران تهدیدی برای هیچ کشوری نبوده است. با این حال، تجاوز نظامی علیه ایران آغاز شد. بنابراین، اگر حقیقتاً دغدغه، جلوگیری از جنگ است، نخستین مخاطب چنین بیانیهای باید دولتهایی باشند که جنگ را آغاز کردند، نه ملتی که قربانی تجاوز شد و از خود دفاع کرد.
این شیوه استدلال، یادآور مغالطهای تاریخی است. در جنگ صفین، هنگامی که عمار یاسر به دست سپاه معاویه به شهادت رسید و حدیث پیامبر اکرم(ص) مبنی بر اینکه «عمار را گروه باغی خواهد کشت» بر همگان آشکار شد، معاویه برای فرار از مسئولیت، مدعی شد قاتل عمار کسی است که او را به میدان جنگ آورده است. این سخن، تلاشی برای وارونه جلوه دادن حقیقت و انتقال مسئولیت از قاتل به مدافع بود. امروز نیز هنگامی که به جای محکوم کردن آغازگران جنگ، ملتی که مورد تجاوز قرار گرفته است مخاطب قرار میگیرد، همان مغالطه، در قالبی جدید تکرار میشود.
هیچ ملت عاقلی خواهان جنگ نیست و ملت ایران نیز بارها نشان داده است که جنگطلب نیست؛ اما همانگونه که جنگ تحمیلی را نمیپذیرد، صلح تحمیلی را نیز نخواهد پذیرفت. مسئله اصلی، انتخاب میان جنگ و صلح نیست؛ مسئله، انتخاب میان مقاومت در برابر جنگ تحمیلی و تسلیم در برابر صلح تحمیلی است.
تجربه تاریخ معاصر، بهویژه سرنوشت ملتهای منطقه، نشان میدهد که میان «صلح شرافتمندانه» و «صلح تحمیلی» فاصلهای به وسعت استقلال و عزت یک ملت وجود دارد. در منظومه فکری انقلاب اسلامی، صلح پایدار نه از مسیر انفعال در برابر زیادهخواهی قدرتهای سلطهگر، بلکه از رهگذر اقتدار ملی، مقاومت، جهاد دفاعی و دیپلماسی حکیمانه و عزتمندانه حاصل میشود. صلحی که بر پایه ضعف و عقبنشینی شکل گیرد، نه صلح، بلکه دعوت دشمن به تجاوزی دیگر است.
از نگاه ما، شعار «جنگ نمیخواهیم» زمانی ارزشمند و کارآمد است که با محکوم کردن جنگافروزان و تقویت مؤلفههای اقتدار ملی همراه باشد. تجربه جمهوری اسلامی نیز گواه آن است که هرگاه ملت ایران با تکیه بر ایمان، وحدت و توان دفاعی خود در برابر متجاوز ایستاده است، دشمن از ادامه تجاوز مأیوس شده و هرگاه نشانهای از ضعف یا عقبنشینی دیده، گستاختر شده است.
در فرهنگ اسلامی نیز جهاد، هرگز به معنای جنگطلبی نیست؛ بلکه دفاعی شرافتمندانه برای پاسداری از امنیت، استقلال و کرامت جامعه اسلامی است. امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه ۲۷ نهجالبلاغه میفرمایند: «فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ، وَشَمِلَهُ الْبَلَاءُ، وَدُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَالْقَمَاءَةِ»؛ هر کس جهاد را از سر راحتطلبی ترک کند، خداوند لباس ذلت بر او میپوشاند و گرفتار خواری و بلا خواهد شد. این سخن، بیانگر آن است که امنیت و عزت، بدون آمادگی برای دفاع، پایدار نخواهد ماند.
همچنین خداوند در آیه نهم سوره ممتحنه میفرماید: «إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَی إِخْرَاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ…»؛ خداوند شما را از دوستی و همراهی با کسانی که با شما جنگیدند، شما را از سرزمینتان بیرون راندند یا در این کار به دشمن یاری رساندند، نهی میکند. این آیه، بهروشنی میان تعامل با دیگران و تسلیم در برابر متجاوز تفاوت قائل است.
بر این اساس، ما، جمعی از استادان دانشگاه، اعلام میکنیم که صلح، آرمان مشترک همه ملتهاست؛ اما صلحی که بر پایه تسلیم، تهدید و تحمیل بنا شود، نه صلح، که مقدمه جنگی دیگر است. اگر دغدغه جلوگیری از جنگ وجود دارد، باید نخست متجاوزان، جنگافروزان و حامیان آنان را مخاطب قرار داد، نه ملتی را که از سرزمین، استقلال و عزت خود دفاع کرده است.
