به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، احمد خلیلی، معاون برنامهریزی و امور راهبردی حوزه هنری درباره معیارهای انتخاب «چهره سال هنر انقلاب» تأکید میکند: این عنوان نباید تشریفاتی یا مبتنی بر شهرت باشد، بلکه باید حاصل یک ارزیابی دقیق و چندلایه باشد. در این انتخاب، صرفاً سابقه هنرمند ملاک نیست، بلکه باید دیده شود در همان سال چه اثر مشخصی داشته، چه نسبتی با مسائل فرهنگی و اجتماعی برقرار کرده و چه میزان اثرگذاری واقعی داشته است.
به گفته او، چهار معیار اصلی در این انتخاب اهمیت دارد: کیفیت و اعتبار هنری اثر، اثرگذاری واقعی، نسبت روشن با مسائل زمانه و افق انقلاب، و نقش جریانساز و الهامبخش هنرمند.
خلیلی همچنین بر اهمیت فرایند تأکید میکند و میگوید: هرچه این انتخاب از حالت سلیقهای فاصله بگیرد و به سمت نظرخواهی گسترده و جمعبندی خبرگانی حرکت کند، اعتبار آن بیشتر خواهد شد. چهره سال هنر انقلاب کسی است که در یک سال مشخص، هم اثر شاخص داشته باشد، هم کیفیت هنری، هم اثرگذاری اجتماعی، و هم توان نمایندگی بخشی از افق هنر انقلاب را داشته باشد.
معاون حوزه هنری همچنین در توضیح کارکرد «هفته هنر انقلاب» میگوید: هفته هنر انقلاب اسلامی صرفاً یک مناسبت تقویمی یا مجموعهای از برنامههای تجلیلی نیست، بلکه پاسخی به یک خلأ مهم در زیستبوم هنر کشور است. مسئله اصلی این است که بخش قابل توجهی از هنر متعهد، مسئلهمند و اثرگذار کشور یا پراکنده دیده میشود، دیر دیده میشود، یا اساساً در یک قاب روشن و منسجم فهم نمیشود.
او ادامه میدهد: در این چهارچوب، مسئله فقط معرفی چند هنرمند یا تقدیر از چند اثر نیست. کارکرد اصلی این هفته، کمک به دیدهشدن، انسجامیافتن، اعتبار پیدا کردن و حافظهمند شدن جریان هنر انقلاب است. وقتی یک رویداد بهصورت مستمر به آثار، هنرمندان، روندها و مسائل نگاه میکند، بهتدریج یک حافظه فرهنگی و نهادی شکل میگیرد؛ حافظهای که هم برای خود هنرمندان مهم است، هم برای مدیران فرهنگی، و هم برای نسل جدیدی که میخواهد نسبت هنر انقلاب را با زمانه خود بفهمد.
به گفته او، تداوم چنین رویدادی بهتدریج یک «حافظه فرهنگی و نهادی» ایجاد میکند؛ حافظهای که هم برای هنرمندان، هم برای مدیران فرهنگی و هم برای نسل جدید اهمیت دارد.
خلیلی تأکید میکند: خروجی راهبردی «هفته هنر انقلاب» برای زیستبوم هنر باید این باشد که هنر انقلاب از یک عنوان انتزاعی فاصله بگیرد و به یک جریان قابل رصد، ارزیابی و رشد تبدیل شود. اگر این مسیر بهدرستی طی شود، هفته هنر انقلاب از یک رویداد مناسبتی فراتر میرود و به یک سازوکار فرهنگی مؤثر برای تقویت زیستبوم هنر تبدیل خواهد شد؛ سازوکاری که هم حافظه میسازد، هم مرجعیت ایجاد میکند و هم مسیر آینده را روشنتر نشان میدهد.
تفاوت امسال
معاون حوزه هنری درباره تفاوت این دوره با سالهای گذشته تأکید میکند: این تفاوت را نباید صرفاً در ظاهر برنامهها دید، بلکه «بلوغ بیشتر فرایند» مهمترین تغییر است. هفته هنر انقلاب در حال فاصله گرفتن از یک قالب صرفاً اجرایی و مناسبتی است و به سمت یک سازوکار قاعدهمندتر و مرحلهبندیشده حرکت میکند. یکی از مهمترین تفاوتها، در فرایند انتخابها و بهویژه در انتخاب «چهره سال هنر انقلاب» دیده شد.
به گفته او، انتخاب دیگر فقط در اعلام نهایی خلاصه نمیشود، بلکه مسیری دارد از شناسایی و نظرخواهی تا بررسی، پالایش و جمعبندی نهایی؛ مسیری که وزن و اعتبار رویداد را افزایش میدهد.
خلیلی همچنین تأکید میکند: در این دوره، نگاه به هفته هنر انقلاب از «محل تجلیل» به سمت «رصد، ارزیابی و نهادسازی» حرکت کرده و اگر این رویداد بخواهد اثر واقعی بگذارد، باید دارای حافظه، استمرار و سازوکار باشد.
او در ادامه به توجه جدیتر به «میدان واقعی هنر» اشاره میکند و میگوید: در انتخابها، صرفاً نامها و سوابق مطرح نبوده، بلکه نسبت هنرمند یا اثر با مسائل واقعی جامعه، افق فرهنگی انقلاب و مخاطب نیز مورد توجه قرار گرفته است.
خلیلی تفاوت امسال را در سه محور خلاصه میکند و توضیح میدهد: قاعدهمندتر شدن فرایندها، حرکت از رویداد به سازوکار، و توجه جدیتر به اثرگذاری اجتماعی هنر.
هنر انقلاب چه زمانی زنده است؟
معاون حوزه هنری در پاسخ به این پرسش که هنر انقلاب چه نسبتی با مسائل واقعی جامعه دارد، تأکید میکند: هنر انقلاب زمانی زنده، مؤثر و ماندگار میماند که نسبت خود را با مسائل واقعی جامعه مدام تازه کند. هنر انقلاب قرار نیست در فضایی جدا از زندگی مردم تعریف شود. برعکس، هرجا با مسئلههای واقعی جامعه درگیر شده، زندهتر، اثرگذارتر و ماندگارتر شده است؛ چه در موضوع هویت، چه در مسئله خانواده، چه در حوزه نوجوان، چه در نسبت با مقاومت، چه در مواجهه با رسانه، و چه در بازنمایی رنج، امید، ایستادگی و آینده.
او هشدار میدهد که اگر این نسبت کمرنگ شود، هنر انقلاب نیز بهتدریج به یک عنوان کلی و کماثر تبدیل خواهد شد. اما در مقابل، حفظ این نسبت باعث میشود هنر هم به آرمانها متصل بماند و هم از زندگی واقعی مردم فاصله نگیرد.
به گفته خلیلی، هفته هنر انقلاب نمیتواند بهتنهایی همه فاصلهها را از میان بردارد، اما میتواند با شناسایی و برجستهسازی آثار مسئلهمند، این فاصله را کاهش دهد. خلیلی تأکید میکند: این رویداد باید به جامعه هنری نشان دهد چه نوع اثر و چه نوع نسبت با جامعه، معتبر و جدی تلقی میشود. هرچه انتخابهای هفته هنر به آثار زندهتر، پرمخاطبتر و متصلتر به جامعه نزدیکتر باشد، این فاصله کمتر خواهد شد و ارزش اصلی این هفته نیز در همین نزدیک کردن هنر به تجربه واقعی زندگی مردم است.
او میگوید: هنر باید وارد چرخهای زنده از تولید، توزیع، مصرف، بازخورد و بازتولید شود تا بتواند در ذهن و زندگی مردم حضور پیدا کند. هدف صرفاً افزایش تعداد آثار نیست، بلکه افزایش سهم محتوای سالم، جذاب و بومی در سبد مصرف فرهنگی جامعه است.
او در ادامه به اهمیت حوزههای پیشران مانند فیلم، سریال، انیمیشن، بازی و فناوریهای نوین اشاره میکند و دلیل این تمرکز را تأثیر مستقیم این حوزهها بر ذائقه و خذهن نسل جدید میداند.
