به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نوع خاصی از کپسول زمان وجود دارد که هیچ موزهای تا به حال موفق به بازسازی آن نشده است؛ و این کپسول، درون استودیوهای عکاسیِ دههی ۱۹۸۰ زنده است. مردانی معمولی، با بهترین لباسهایشان، زیر نورهای فلورسنت و در مقابل پسزمینههای مصنوعی مینشستند و به شکلی کاملاً صادقانه از آنها عکس گرفته میشد.
هیچکس برای [نمایش در] اینترنت ژست نمیگرفت. مدل موهای «مولت» (پشت بلند) واقعی بودند و فِرهای درشت مو، کاملاً آگاهانه و از روی قصد انجام شده بودند.

یقههای پهن [کتها] اتوکشیده بودند و با غروری واقعی پوشیده میشدند؛ و پرترههای حاصل، امروزه از گویاترین اسنادی هستند که نشان میدهند آن دهه واقعاً از درون چگونه به نظر میرسید.
تنها مدلهای مو کافیاند تا بتوان یک پرتره را با دقتِ سال، در زمان خود جای داد. مدل «مولت» (پشتبلند) در بیشترِ طولِ آن دهه حاکم بود؛ مدلی که در قسمت بالا کوتاه و مرتب، و در پشت، بلند و رها بود و مردانی از هر قشری، از کارگران انبار گرفته تا کارمندان اداری، آن را داشتند.
مدل «پرمِد بلو-آوت» (فِر پفدار) نیز به همان اندازه رایج بود؛ سبکی پُرپشت و حجیم که نیاز به مراقبت و تعهد داشت و مورد پسند مردانی بود که میخواستند موهایشان به اندازه خودشان در بدو ورود، جلبتوجه کند.

موهای «پر مانند» (Feathered) که از دو طرف صورت به صورت متقارن به عقب شانه میشد، از اواخر دهه ۱۹۷۰ به جا مانده بود و تا اوایل دهه ۸۰ همچنان با قدرت جایگاه خود را حفظ کرد؛ این مدل مو اغلب با مقدار زیادی اسپری مو (تافت) در جای خود ثابت میشد.
مدلهایی که عمومیت کمتری داشتند اما به همان اندازه متمایز بودند، شامل «دمموشی» (Rat tail) میشد؛ رشته باریکی از مو که در یک کوتاهیِ سراسر معمولی، اجازه میدادند در قسمت پشت گردن بلند شود.
«مدل موی جری کِرل (Jheri curl) جلوه متفاوتی به استودیو بخشید؛ استایلی براق با فرهای درشت و نرم که به فرآیند شیمیایی خاص و مرطوبسازی مداوم نیاز داشت و به ظاهری شاخص و نمادین برای بسیاری از مردان سیاهپوست در طول آن دهه تبدیل شد.
حتی مدلهای سادهترِ کوتاهی مو نیز تأثیرات آن دهه را با خود داشتند. مدل موی قارچی (Bowl cut) که به صورت یکنواخت دور تا دور سر کوتاه میشد، بهویژه در میان مردان جوان، مکرراً در پرترههای استودیویی دیده میشد.
این مدل اغلب با کمی حجم یا بافت (Texture) همراه بود که بازتابدهنده روند کلیترِ آن زمان، یعنی بخشیدنِ بُعد و جلوه حتی به سادهترین استایلها بود.
در میان تمامی این مدلهای گوناگون، یک درونمایه ثابت وجود داشت: مو قرار بود دیده شود و جلب توجه کند.
مُد و پوشاک نیز از منطقی مشابه پیروی میکرد. مردانی که برای گرفتن پرتره به استودیو میآمدند، معمولاً لباسی را میپوشیدند که از نظر خودشان «بهترین» لباسشان بود؛ موضوعی که در دهه ۱۹۸۰ معنا و مفهوم خاصی داشت.
پیراهنهای یقهدار با یقههای پهن جزء موارد استاندارد و معمول بودند که اغلب با کتهای تک (اسپرت) با طرحهای چهارخانه ملایم یا رنگهای تکرنگ خاکی ست میشدند.
کاپشنهای برند «مِمبرز اونلی» (Members Only) نیز بهوفور دیده میشدند که بهصورت زیپ بسته یا نیمهباز روی پیراهنهای دکمهدار پوشیده میشدند.
پلیورها نیز انتخابی محبوب بودند، بهویژه مدلهای بافتِ ضخیم با طرحهای هندسی جسورانه که بدون آنکه رسمی باشند، ظاهری شیک و آراسته به فرد میبخشیدند.
کراواتها حتی در میان مردانی که برای محیط کار از آنها استفاده نمیکردند نیز رایج بود؛ آنها را مخصوصاً برای مناسبتهای عکاسی پرتره از کمد بیرون میآوردند و به صورت پهن گره میزدند.
کتوشلوارها نیز وقتی در عکسها ظاهر میشدند، تمایل به برشهای جعبهای (Boxy) با شانههای اِپُلدار (پددار) داشتند که به بالاتنه ظاهری پهن، چهارشانه و ساختاریافته میداد.
رنگها بیشتر به سمت زرشکی، سرمهای، کرمقهوهای (برنزه) و سبز جنگلی متمایل بودند. پارچههای جین نیز گهگاه در قابهای پرتره غیررسمیتر دیده میشدند؛ بهویژه در جلسات عکاسی خانوادگی که در آنها هدفِ اصلی، هماهنگی (ست بودن لباسها) بود تا رسمی بودن.
این عناصر در کنار هم، تصاویری را خلق میکردند که هم جنبه شخصی داشتند و هم ویژگیهای فرهنگیِ خاصی را بازتاب میدادند. پرترههای استودیویی دهه ۱۹۸۰ چیزی فراتر از چهرههای فردی را به تصویر میکشیدند. آنها لحظهای را ثبت و ماندگار کردند که در آن، استایل و سبک پوشش، ابرازگر (بیانگر شخصیت)، گاهی مبالغهآمیز و همواره بازتابدهنده انرژی و پویایی آن دوران بود.
منبع: rarehistoricalphotos.com
۲۵۹











