مجله اینترنتی شهر فارسی

جهان را از یک دریچه نبینید!

جهان را از یک دریچه نبینید!

به گزارش خبرگزاری مهر، آگاه نوشت: برای بسیاری از مردم ایران، دسترسی به منابع متنوع اطلاعاتی به امری روزمره تبدیل شده است. اما همین تنوع، پرسشی جدی را پیش می‌کشد: به کدام روایت می‌توان اعتماد کرد؟ مسئله اصلی نه صرفاً «درست یا غلط بودن» یک رسانه، بلکه سازوکار تولید خبر و انگیزه‌های پشت آن است. هر رسانه‌ای، چه داخلی و چه خارجی، در چارچوبی مشخص فعالیت می‌کند؛ چارچوبی که می‌تواند تحت تأثیر سیاست، اقتصاد، مخاطب هدف یا حتی رقابت رسانه‌ای شکل بگیرد. در چنین فضایی، اعتماد بی‌چون‌وچرا به هر منبعی، می‌تواند مخاطب را در معرض خطای شناختی قرار دهد.

یکی از ویژگی‌های برجسته فضای رسانه‌ای امروز، رقابت شدید بر سر سرعت انتشار است. در زمان بحران، این رقابت تشدید می‌شود. برخی رسانه‌ها تلاش می‌کنند با انتشار سریع اخبار حتی پیش از تأیید کامل، مخاطب بیشتری جذب کنند. این مسئله محدود به یک کشور یا یک شبکه خاص نیست، بلکه به بخشی از منطق رسانه‌ای در عصر دیجیتال تبدیل شده است. محبوبه امینی زاده، پژوهشگر حوزه ارتباطات، در گفت‌وگو با «آگاه» می‌گوید: وقتی بحران رخ می‌دهد، مخاطب تشنه اطلاعات است. رسانه‌ای که زودتر خبر بدهد، حتی اگر بعداً اصلاحش کند، در ذهن مخاطب جای می‌گیرد. اینجا مسئله این نیست که رسانه لزوماً قصد فریب دارد؛ بلکه گاهی ساختار رقابتی رسانه‌ها، دقت را قربانی سرعت می‌کند. وی تأکید می‌کند: مخاطب باید این منطق را بشناسد تا بتواند اخبار را با نگاه انتقادی‌تری دنبال کند.

رسانه‌ها فقط خبر را منتقل نکرده، بلکه آن را چارچوب‌بندی نیز می‌کنند؛ یعنی انتخاب می‌کنند چه بخشی از واقعیت برجسته شود و چه بخشی کمتر دیده شود. این فرآیند می‌تواند به شکل‌گیری تصویری خاص از یک رویداد منجر شود. همانند روایت اینترنشنال از حادثه مدرسه میناب یا حمله به پژوهشگاه فضایی یا حملات به خانه‌های مردم و اماکن غیرنظامی مانند دانشگاه‌ها. برای مثال، یک اتفاق واحد ممکن است در رسانه‌های مختلف با روایت‌های متفاوتی بازتاب پیدا کند؛ یکی بر جنبه‌های انسانی تمرکز کند، دیگری بر پیامدهای سیاسی و سومی بر ابعاد امنیتی. این تفاوت‌ها لزوماً به معنای دروغ‌گویی نیست، اما می‌تواند برداشت مخاطب را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.

اعظم محمدی از روزنامه‌نگاران قدیمی نیز در این‌باره می‌گوید: بزرگ‌ترین خطری که مخاطب را تهدید می‌کند، این است که یک روایت را به‌عنوان کل حقیقت بپذیرید. هر رسانه‌ای چه داخلی چه خارجی بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد. اگر شما فقط یک منبع را دنبال کنید، در واقع دارید دنیا را از یک پنجره محدود می‌بینید. پس بهتر است همه جوانب یک خبر را بررسی کنید. او ادامه می‌دهد: اعتماد، عنصر ضروری رابطه میان رسانه و مخاطب است. اما این اعتماد وقتی به شکل مطلق درآید، می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود. در چنین حالتی، مخاطب کمتر به بررسی و مقایسه اطلاعات می‌پردازد و احتمال پذیرش اخبار نادرست یا ناقص افزایش می‌یابد. در بحبوحه جنگ نیز برخی به اشتباه منبع موثق خود را شبکه‌های معاند انتخاب کردند و برخی دیگر که آگاه‌تر بودند، اخبار منابع موثق را در کنار تحلیل‌های بی‌پایه قرار دادند و نتیجه‌گیری کردند.

محمدی گفت: در زمان جنگ این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اطلاعات نادرست منجر به اضطراب بیشتر، تصمیم‌گیری‌های اشتباه یا حتی رفتارهای پرخطر می‌شد. برای مثال، شایعات درباره کمبود مواد غذایی یا تهدیدهای فوری باعث هجوم به فروشگاه‌ها یا ایجاد ترس عمومی و حتی تخلیه منازل می‌شد.

رسانه‌های برون‌مرزی، از جمله شبکه‌های معاند فارسی در نبود اینترنت، آتش شایعات را بیشتر می‌کردند تا مخاطب بیشتری جذب کنند. در بسیاری از مواقع این اطلاعات و شایعات به حدی بود که دنبال کنندگان این شبکه‌ها را ناامید می‌کرد. باید به این موضوع دقت کرد که سواد رسانه‌ای، مهم‌ترین ابزار مخاطب در مواجهه با این چالش‌هاست. بررسی همزمان چند منبع، توجه به زمان انتشار خبر، دقت به لحن و نوع واژگان و تفکیک خبر از تحلیل، از جمله مهارت‌هایی است که می‌تواند به درک بهتر واقعیت کمک کند و باعث شود مخاطب گول دشمن را در رسانه‌های معاند نخورد!

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *