مجله اینترنتی شهر فارسی

چگونه با ملال نمایشگاه کتاب کنار بیاییم؟

چگونه با ملال نمایشگاه کتاب کنار بیاییم؟

یادداشت مهمان- تیمور آقامحمدی: قرار بوده نمایشگاه کتاب تهران، جشنی بزرگ برای اهالی کتاب باشد؛ جشنی که نویسنده و خواننده در آن به هم برسند، ناشرها دستاوردهایشان را عرضه کنند و کتاب دست‌کم برای چند روز هم که شده، به مهم‌ترین موضوع گفت‌وگوی کشور تبدیل شود؛ اما آنچه در سال‌های اخیر دیده‌ایم، چیزی شبیه یک فروشگاه بزرگ بوده؛ فروشگاهی موقت با برنامه‌هایی در حاشیه.

به‌عنوان یک نویسنده، با این شکل از برگزاری چندان همدل نیستم. وقتی امروز در بیشتر شهرها کتابفروشی‌های بزرگ و جذاب فعال‌اند و فروش‌های مجازی هم دسترسی به کتاب را ساده کرده‌اند، نمایشگاه دیگر نمی‌تواند فقط محل خرید باشد. اگر کارکرد اصلی آن به فروش تقلیل پیدا کند، طبیعی است که شور و شوق سال‌های دور هم کم‌رنگ می‌شود و کم‌کم نوعی ملال تکراری جای آن را می‌گیرد؛ اتفاقی که می‌تواند مهم‌ترین رویداد سال برای نویسندگان و مخاطبان باشد، به خریدهایی محدود و برنامه‌هایی کم‌مخاطب تقلیل می‌یابد؛ البته که برگزاری نمایشگاه از برگزار نشدنش بهتر است، ولی قناعت به حداقل‌ها راهی به آینده باز نمی‌کند.

امسال که نمایشگاه به‌دلیل شرایط خاص کشور به‌صورت مجازی برگزار می‌شود، شاید فرصت مناسبی برای بازاندیشی به ماهیت آن باشد. نمایشگاه کتاب می‌تواند چیزی فراتر از یک بازار چندروزه باشد؛ می‌تواند جشنی واقعی برای کتاب باشد، جشنی که در آن دیدار، گفت‌وگو، یادگیری و تبادل فرهنگی محور اصلی است.

اگر نگاهی به نمایشگاه‌های مهم جهان بیندازیم؛ می‌بینیم در نمایشگاه‌های کتاب فرانکفورت، لایپزیک، لندن، بولونیا یا مسکو، فروش کتاب تنها بخشی کوچک از ماجراست. آنچه این رویدادها را زنده نگه می‌دارد، شبکه گسترده‌ای از نشست‌ها، کارگاه‌های تخصصی، تورهای حرفه‌ای، گفت‌وگوهای ادبی و فعالیت آژانس‌های ادبی است که برای معرفی کتاب‌ها و نویسندگان به بازارهای جهانی تلاش می‌کنند. نمایشگاه در آنجاها محل شکل‌گیری رابطه است؛ رابطه میان نویسنده و خواننده، ناشر و مترجم، و فرهنگ‌های مختلف با یکدیگر.

در ایران هنوز این بخش‌ها چندان جدی گرفته نشده‌اند. آژانس‌های ادبی بیشتر حالتی تشریفاتی دارند و گاه ترجمه یک کتاب در چند نسخه محدود دیجیتال به‌عنوان موفقیتی بزرگ معرفی می‌شود. در حالی‌که مسئله اصلی، رسیدن کتاب ایرانی به مخاطب واقعی در خارج از کشور است؛ مخاطبی که کتاب را بخواند، با آن ارتباط بگیرد و آن را وارد جریان فرهنگی کشور خود کند. این اتفاق با رونمایی‌های نمادین رخ نمی‌دهد؛ به برنامه‌ریزی حرفه‌ای و حضور جدی در بازار جهانی کتاب نیاز دارد.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، همان ملال تکرارشونده‌ای که در سال‌های اخیر در فضای نمایشگاه حس شده، می‌تواند پررنگ‌تر شود و فاصله میان نمایشگاه و مخاطب واقعی را بیشتر کند.

از سوی دیگر، نمایشگاه کتاب تهران می‌تواند نقش مهم‌تری در تقویت رابطه نویسنده و خواننده داشته باشد. نشست‌های واقعی گفت‌وگو، کارگاه‌های ادبی، برنامه‌هایی که مخاطب را از حالت خریدار صرف خارج کند و او را به شریک تجربه کتاب تبدیل کند، می‌تواند حال‌وهوای نمایشگاه را تغییر دهد. چنین فضایی هم برای نویسنده انگیزه‌بخش است و هم برای خواننده.

در این روزهای دشوار که همه ما زیر سایه جنگ زندگی می‌کنیم، کتاب‌های تألیفی ایرانی نقشی فراتر از سرگرمی یا حتی آموزش پیدا می‌کنند. ادبیات، در لحظات بحرانی جامعه، می‌تواند تبدیل به پناهگاه جمعی شود؛ جایی که تجربه «هم‌سرنوشتی» به‌شکل معناداری تقویت می‌شود. روایت‌هایی که از دل زندگی ایرانی برمی‌آیند، توان این را دارند که دوباره ما را به هم نزدیک کنند و به یادمان بیاورند که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز کلمات می‌توانند بوی امید و زندگی بدهند.

امسال که نمایشگاه کتاب تهران به‌اجبار از شکل فیزیکی فاصله گرفته و به صورت مجازی برگزار می‌شود، می‌توان آن را به رویدادی تبدیل کرد که «حضور» آن در سطح شهر و میان مردم دیده و شنیده شود. اگر نمایشگاه فیزیکی را از دست داده‌ایم، دلیل نمی‌شود تمام امکان‌های فرهنگی‌اش را هم کنار بگذاریم.

نمایشگاه می‌تواند امسال در همه شهر جریان پیدا کند:

در کتابفروشی‌ها، فرهنگسراها، مساجد، میادین شهر، رسانه‌ها، بیلبوردها، اتوبوس‌ها،‌ مترو، برنامه‌های گفتگومحور، رویدادهای کوچک و بزرگ. گوشه‌گوشه شهر می‌تواند نشانی از آن داشته باشد. مردم باید حس کنند چیزی در حال روی‌دادن است؛ حس کنند که کتاب، آن هم کتاب ایرانی، بخشی از راه عبور از این روزهای پراضطراب است. این حضور گسترده است که نمایشگاه را از یک فروشگاه مجازی صرف متمایز می‌کند.

در سالی که با جنگ قرین بوده، کتاب می‌تواند به یکی از ابزارهای بازیابی توان ملی تبدیل شود. اگر کتاب‌ها و نویسندگان ایرانی به شکل واقعی دیده شوند، اگر فرصت گفت‌وگو و هم‌اندیشی فراهم شود، اگر مخاطبان بتوانند دوباره احساس کنند که ادبیات «مال آن‌ها»ست، این رویداد می‌تواند تأثیر فرهنگی عمیقی بگذارد. نمایشگاه باید کمک کند مردم کتاب را با چشم و گوش خود ببینند و بشنوند؛ در خیابان، محله، خانه، شبکه‌های اجتماعی و رسانه.

این رویکرد نه تنها روح نمایشگاه را زنده می‌کند، بلکه همان چیزی است که سال‌ها از آن فاصله گرفته‌ایم: نمایشگاهی که جشن باشد، نه فقط بازار فروش کتاب؛ جشنی که حضورش در شهر حس شود، که مردم را گرد هم بیاورد، که بار دیگر رابطه نویسنده و مخاطب را گرم کند، و در نهایت، شور و معنایی را که زمانی در فضای نمایشگاه جاری بود، دوباره به ما برگرداند.

امسال بیش از همیشه نیاز داریم که کتاب به مرکز گفت‌وگوی جمعی و پرکردن شکاف‌های اجتماعی برگردد. و نمایشگاه، حتی اگر مجازی باشد، یکی از معدود فرصت‌های مشترک ماست تا دوباره کنار هم بایستیم و از دل ادبیات، توان با هم ادامه‌دادن بسازیم.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *