مجله اینترنتی شهر فارسی

مخالفان سهروردی هم نتوانستند عظمت او را نادیده بگیرند

مخالفان سهروردی هم نتوانستند عظمت او را نادیده بگیرند

به گزارش خبرنگار مهر، آیین بزرگداشت شیخ شهاب‌الدین سهروردی، حکیم و بنیان‌گذار حکمت اشراق، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با سخنرانی جمعی از استادان برجسته دانشگاه، روز چهارشنبه هفتم مردادماه ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد.

محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در این آیین با تأکید بر جایگاه ممتاز سهروردی در تاریخ اندیشه ایران و جهان اسلام، اظهار کرد: شیخ اشراق شخصیتی کم‌نظیر است که توانست حکمت، عرفان، فلسفه، کلام و معنویت را در منظومه‌ای واحد گرد آورد و میان میراث‌های گوناگون فکری، پیوندی استوار برقرار کند.

وی با اشاره به اینکه سهروردی تنها فیلسوف یا عارف نبود، افزود: حکمت اشراقی، میراث ماندگار شیخ شهید، راهی برای بازگشت به حقیقت و نور الهی است و این حکیم بزرگ با گشودن روزنه‌های وجودی خود به سوی نور، راهی تازه در اندیشه اسلامی بنیان نهاد که همچنان الهام‌بخش پژوهشگران و جویندگان معرفت است.

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با بیان اینکه درباره سهروردی دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده است، تصریح کرد: برخی او را احیاگر حکمت خسروانی، گروهی ادامه‌دهنده سنت فلسفه یونان و عده‌ای نیز پیونددهنده حکمت ایران باستان و فلسفه اسلامی دانسته‌اند، اما حقیقت آن است که سهروردی با نبوغ و ژرف‌اندیشی خود، فراتر از این تقسیم‌بندی‌ها قرار دارد.

شالویی با اشاره به احترام فخر رازی نسبت به آثار سهروردی، گفت: نقل است که فخر رازی، با وجود اختلاف دیدگاه، هنگامی که کتاب «تلویحات» سهروردی را در دست گرفت، آن را بوسید؛ این رفتار نشان می‌دهد که حتی مخالفان فکری او نیز نتوانستند عظمت علمی، صداقت و سلامت باطنی شیخ اشراق را نادیده بگیرند.

وی با استناد به سخنان سهروردی درباره سال‌های جست‌وجوی حقیقت، خاطرنشان کرد: شیخ اشراق بخش عمده عمر کوتاه اما پربرکت خود را در سفر، پژوهش و یافتن صاحبان علوم شریف سپری کرد و سرانجام در آثار خود، به‌ویژه «حکمت‌الاشراق»، راه سلوک و انقطاع از غیر خدا را به عنوان کلید رسیدن به حقیقت معرفی کرد.

پیوند فلسفه یونان و حکمت ایران باستان

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ادامه داد: سهروردی در وصیت معنوی خود، انسان‌ها را به بریدن از تعلقات دنیوی و استمرار در تجرد معنوی فرا می‌خواند و تأکید می‌کند که کلید این مسیر در کتاب «حکمت‌الاشراق» به ودیعه نهاده شده است.

شالویی همچنین نقش تاریخی سهروردی را در پیوند میان حکمت ایران باستان، فلسفه یونان، معارف اسلامی و حکمت شیعی بسیار برجسته دانست و اظهار کرد: به تعبیر هانری کربن، سهروردی همان نقشی را در عرصه حکمت ایفا کرد که سلمان فارسی در ایجاد پیوند میان فرهنگ ایرانی و معارف اهل‌بیت(ع) بر عهده داشت.

وی با تأکید بر اینکه سهروردی میان حکمت نظری و حکمت عملی پیوندی ناگسستنی برقرار کرد، افزود: از نگاه شیخ اشراق، کامل‌ترین حکیم کسی است که دانش و عمل را در کنار یکدیگر داشته باشد و جامعه انسانی نیز زمانی به سعادت می‌رسد که این دو ساحت از هم جدا نباشند.

شالویی در پایان با قدردانی از حضور استادان، پژوهشگران و اندیشمندان در این آیین، ابراز امیدواری کرد که بازخوانی اندیشه‌های شیخ شهاب‌الدین سهروردی، زمینه فهم عمیق‌تر میراث حکمی ایران اسلامی را فراهم سازد و جامعه امروز بیش از گذشته از آموزه‌های این حکیم بزرگ در مسیر حقیقت، معنویت و معرفت بهره‌مند شود

ایران با سهروردی ایران ماند

در ادامه حکمت الله ملاصالحی استاد دانشگاه تهران به ایراد سخن پرداخت. با نگاهی به جایگاه تاریخی و تمدنی حکمت اشراق، سهروردی را از مهم‌ترین چهره‌هایی دانست که راز ماندگاری ایران و تداوم هویت فرهنگی و معنوی آن را آشکار می‌کند.

وی گفت: بسیاری از ما بی‌آنکه درنگ کنیم، ایران را امری بدیهی می‌پنداریم، اما کمتر پرسیده‌ایم که ایران چگونه ایران مانده و ریشه‌های پیوند معنوی و تاریخی این سرزمین در کجاست.

به گفته ملاصالحی، هر پژوهشگری که با شخصیت و آثار شیخ شهاب‌الدین سهروردی نسبت برقرار کند، پاسخ بخش مهمی از این پرسش‌های بنیادین را درباره مانایی ایران و ژرفای تاریخ و فرهنگ ایرانی خواهد یافت.

وی با نقد دیدگاهی که پس از ورود اسلام به ایران از گسستی عمیق در تاریخ و فرهنگ ایرانی سخن می‌گوید، افزود: شواهد تاریخی نشان می‌دهد جامعه ایرانی نه تنها دچار انقطاع نشد، بلکه با پذیرش اسلام، افق تازه‌ای از پیوندهای معنوی را تجربه کرد و سنت حکمی و میراث معنوی خود را در پرتو قرآن و اسلام استمرار بخشید.

سهروردی، حلقه پیوند ایران باستان و ایران اسلامی

وی اظهار کرد: آثار شیخ شهاب‌الدین سهروردی از آغاز تا پایان، گواه خویشاوندی ژرف میان سنت حکمی و نبوی ایران باستان و سنت توحیدی، وحیانی و قرآنی اسلام است.

به اعتقاد او، بذرهای حکمت و معنویتی که در ایران باستان افشانده شده بود، در دوره اسلامی به شکوفایی رسید و ایران با تکیه بر فلسفه، حکمت، عرفان، ادب و اخلاق، هویت تاریخی خود را حفظ کرد.

استاد دانشگاه تهران با اشاره به تجربه تمدنی یونان پس از مسیحیت، خاطرنشان کرد: همان‌گونه که یونانیان با حفظ میراث فلسفی خود توانستند هویت فرهنگی خویش را استمرار بخشند، ایرانیان نیز پس از اسلام، با اتکا به سرمایه عظیم فکری و معنوی خود، به یکی از مهم‌ترین کانون‌های شکل‌گیری تمدن اسلامی تبدیل شدند و سهروردی در صف نخست این شکوفایی تمدنی قرار دارد.

وی ادامه داد: ایرانیان پیش از اسلام نیز از سنتی ریشه‌دار در حکمت، خرد، دیانت و معنویت برخوردار بودند و همین پشتوانه، امکان برقراری نسبتی عمیق و اندیشمندانه با قرآن کریم را برای آنان فراهم ساخت.

ملاصالحی با اشاره به حدیث «سلمان منا اهل‌البیت»، آن را نشانه‌ای از پیوند باطنی و خویشاوندی سنت‌های اصیل نبوی دانست و افزود: این معنا در آیه هفدهم سوره حج نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

وی با تأکید بر تمایز میان تاریخ ظاهری و تاریخ باطنی، تصریح کرد: حکمت اشراق انسان را به لایه‌های ژرف‌تر تاریخ و حقیقت رهنمون می‌سازد؛ جایی که سنت‌های اصیل الهی به یکدیگر می‌رسند و وحدت درونی خود را آشکار می‌کنند.

به گفته وی، آثار سهروردی دعوتی برای فهم این ساحت باطنی و تأویل عمیق رخدادهای تاریخی و فرهنگی است.

ملاصالحی در پایان با استناد به ابیاتی از مثنوی معنوی مولانا، حکمت اشراق را «حکمت نور سره» خواند و تأکید کرد که اندیشه سهروردی، یادآور وحدت ذاتی حقیقت و پیوند معنوی سنت‌های اصیل الهی در تاریخ بشر است.

سلوک و زیستن بر مدار «نور»

سومین سخنران این آئین، انشاءالله رحمتی استاد دانشگاه آزاد اسلامی بود. وی با تبیین یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم حکمت اشراق، «ارصاد روحانی» را کلید فهم روش فلسفی و حتی شیوه زندگی شیخ اشراق دانست و گفت: حکیم، همان‌گونه که منجم، آسمان را رصد می‌کند، موجودات روحانی را مشاهده می‌کند و آنچه دیگران از دیدنش ناتوان‌اند، برای انسان آشکار می‌سازد.

وی اظهار کرد: سهروردی در «حکمت‌الاشراق» تصریح می‌کند که روزگاری مدافع سرسخت فلسفه مشائی بوده، اما پس از مشاهده برهان الهی، دریافت که عالم روحانی بسیار گسترده‌تر از آن است که در دستگاه فلسفی مشائی ترسیم شده است. از همین رو، وی با طرح نظام انوار، عالم مجردات را جهانی سرشار از کثرت، نظم و مراتب نوری معرفی می‌کند.

رحمتی افزود: سهروردی برای اثبات دیدگاه خود تنها به نقد استدلال‌های مشائیان و اقامه برهان بسنده نمی‌کند، بلکه کشف، شهود و اشراق را نیز در کنار برهان قرار می‌دهد.

به گفته وی، مقصود سهروردی از شهود، ادعای صرف نیست، بلکه مشاهده حقیقت برهان در ساحت کشف و ترجمه آن به زبان عقل و منطق است.

وی با اشاره به مفهوم «ارصاد روحانی» در آثار سهروردی گفت: همان‌گونه که مردم به گزارش منجمان درباره آسمان اعتماد می‌کنند، باید به شهادت حکیمان و پیامبرانی که حقایق موجودات روحانی را مشاهده کرده‌اند نیز اعتماد داشته باشند. البته این مشاهده، نیازمند تربیت معنوی و آمادگی روحی است و از این‌رو، دستیابی به آن دشوارتر از مشاهده محسوسات خواهد بود.

عضو شورای علمی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ادامه داد: سهروردی برای تبیین این حقیقت، در رساله «لغت موران» از تمثیل هدهد و بومان بهره می‌گیرد؛ هدهد نماد حکیم اهل مکاشفه است و بومان، نماد کسانی است که از دیدن نور حقیقت محروم مانده‌اند.

به گفته وی، سهروردی نشان می‌دهد که ناتوانی در ادراک حقیقت، سبب می‌شود سخن اهل اشراق برای بسیاری به مثابه بدعت جلوه کند.

رحمتی با اشاره به سرنوشت شیخ اشراق اظهار کرد: سهروردی برخلاف آنچه خود در حکایت‌های تمثیلی‌اش از تقیه برای حفظ حقیقت بیان می‌کند، در زندگی خویش از باورهایش دست نکشید و همین شجاعت، منجر به شهادت او شد.

وی افزود: مرگ سهروردی، ادامه طبیعی سلوک او بود؛ زیرا او آنچه را می‌اندیشید، زندگی می‌کرد و حکمت را از مرتبه نظر به عرصه عمل رسانده بود.

رحمتی در پایان خاطرنشان کرد: سهروردی تنها فیلسوف نظری نبود، بلکه اندیشه او نوعی سلوک و زیستن بر مدار «نور» بود. از همین رو، حکمت اشراق همچنان می‌تواند برای انسان امروز، به منزله حکمتی زنده و الهام‌بخش باقی بماند و ما را با اصالت تفکر ایرانی و میراث عمیق فلسفی این سرزمین آشنا سازد.

رساله«عقل سرخ»؛ نقشه راه نجات انسان معاصر

قاسم پورحسن، استاد دانشگاه علامه طباطبائی نیز در این رویداد با تأکید بر ضرورت بازخوانی میراث فلسفی ایران و اسلام، گفت: مهم‌ترین پرسش امروز این است که آیا سنت و میراث فلسفی ما به گذشته تعلق دارد یا همچنان زنده، زاینده و پاسخ‌گوی مسائل انسان معاصر است.

وی با اشاره به رساله «عقل سرخ» سهروردی اظهار کرد: این اثر، پاسخی عمیق به بحران انسان امروز و مسئله انسان‌شناسی است. انسان معاصر، انسانی گم‌گشته است که بر اثر گسست از مبدأ و فراموشی حقیقت خویش، گرفتار رنج، حیرت و سرگردانی شده؛ سهروردی در «عقل سرخ» راه رهایی از این وضعیت را پیش روی او می‌گذارد.

پورحسن افزود: سهروردی در این رساله با بهره‌گیری از زبان تمثیل و رمز، حقیقت انسان را تبیین می‌کند. زبان تمثیل در اندیشه او برای پنهان کردن حقیقت نیست، بلکه ابزاری برای بیان مفاهیمی است که با زبان معمول فلسفی قابل انتقال نیست. از همین رو، داستان‌ها و نمادهای «عقل سرخ» حامل عمیق‌ترین مباحث انسان‌شناختی حکمت اشراق هستند.

وی با بیان اینکه «عقل سرخ» طرحی از حقیقت وجود انسان است، نه صرفاً توصیفی از او، تصریح کرد: انسان از نگاه سهروردی موجودی است که از عالم قدس هبوط کرده، اما نباید در زندان طبیعت و ظلمت مادیت متوقف بماند. مقصد او بازگشت به سرچشمه نور و بازیابی حقیقت خویش است.

استاد دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: سهروردی با تلفیق خرد ایرانی، آموزه‌های دینی و اندیشه فلسفی، نظامی از انسان‌شناسی اشراقی را عرضه می‌کند که هیچ نسبتی با انسان‌شناسی یونانی ندارد. او معتقد است انسان نباید اسیر ثروت، قدرت و سلطه شود، بلکه ارزش حقیقی او در نسبت با حقیقت، معرفت و کمال انسانی معنا پیدا می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: بحران انسان امروز، تنها مسئله‌ای متعلق به فلسفه غرب نیست. متفکران غربی نیز از تنهایی، بیگانگی و سرگشتگی انسان سخن گفته‌اند، اما سهروردی، برخلاف بسیاری از آنان، راهی برای نجات انسان ارائه می‌دهد و با ترسیم مسیر سیر و سلوک، امکان بازگشت به حیات معقول را نشان می‌دهد.

پورحسن با اشاره به مراحل هفت‌گانه سیر انسان در «عقل سرخ» گفت: سهروردی از آفرینش انسان، انس او با عالم قدس، هبوط، حیرت، سرگردانی و در نهایت راه رهایی و عروج سخن می‌گوید. به اعتقاد او، انسان می‌تواند با شناخت حقیقت خود، از زندان ظلمت رهایی یابد و بار دیگر به مقام نور و جاودانگی دست پیدا کند.

وی در پایان تأکید کرد: «عقل سرخ» از مهم‌ترین آثار انسان‌شناختی سنت فلسفه اسلامی است و می‌تواند با نگاهی نو، پاسخی بدیع به مسائل انسان معاصر ارائه دهد؛ اثری که هنوز آن‌گونه که شایسته است، خوانده و بازخوانی نشده است.

اشراق؛ نوری که به زندگی انسان معنا می‌بخشد

در ادامه حسن سیدعرب عضو هیئت علمی دانشنامه جهان اسلام، با تأکید بر ضرورت بازخوانی حکمت اشراق برای انسان معاصر، گفت: انسان امروز در میانه بحران اطلاعات زندگی می‌کند، اما آنچه بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد، نور حکمت اشراقی است؛ زیرا اشراق پیش از آنکه جهان را روشن کند، جان انسان را روشن می‌سازد.

وی اظهار کرد: اگر نور اشراق در زندگی امروز حضور نداشته باشد، دانش و قدرتی که بشر به کمک فناوری به دست آورده، به ابزاری برای سلطه و ویرانی تبدیل خواهد شد. در حالی که سهروردی حقیقت انسان را «نور» می‌داند و انسان را موجودی معرفی می‌کند که استعداد قرب به حقیقت و نورالانوار را دارد.

سیدعرب افزود: بحران انسان معاصر، برخلاف تصور رایج، ناشی از کمبود اطلاعات نیست، بلکه ریشه در فقر معنویت و دوری از نور حکمت دارد. انسان امروز حقیقت را در ثروت، قدرت و لذت‌های مادی جست‌وجو می‌کند، در حالی که شناخت حقیقت تنها با استدلال حاصل نمی‌شود و نیازمند نور باطن و تزکیه نفس نیز هست.

وی ادامه داد: قدرتی که بر پایه فناوری و دانشِ فاقد اخلاق شکل بگیرد، خاصیتی ویرانگر خواهد داشت، اما حکمت اشراق بر پیوند دانش، فضیلت و معنویت تأکید می‌کند و یادآور می‌شود که عقل و شهود نه در تقابل، بلکه در امتداد یکدیگر انسان را به حقیقت می‌رسانند.

عضو هیئت علمی دانشنامه جهان اسلام با اشاره به نگاه سهروردی به حقیقت انسان گفت: انسان اهل عالم نور است، نه زندانی عالم ماده. از این‌رو، اگر زمین مقصد نهایی انسان تلقی شود، روح او دچار احساس غربت، تنهایی و بی‌خانمانی خواهد شد. به باور سهروردی، انسان برای زندگی در این جهان آفریده شده، اما حقیقت وجود او به عالمی فراتر از ماده تعلق دارد.

وی تصریح کرد: بحران‌های امروز بشر تنها به جنگ، مشکلات اقتصادی یا آلودگی محیط زیست محدود نمی‌شود، بلکه ریشه اصلی آن، فراموشی افق متعالی اشراق و گسست انسان از حقیقت نور است. انسان معاصر با وجود برخورداری از انبوهی از اطلاعات، هنوز در شناخت معنای زندگی، حقیقت هستی و حتی شناخت خویشتن با بحران روبه‌روست.

سیدعرب خاطرنشان کرد: سهروردی هرگز عقل را نفی نمی‌کند، بلکه آن را با شهود و تزکیه نفس کامل می‌سازد. از نگاه او، آرامش حقیقی زمانی حاصل می‌شود که انسان در پرتو نور، میان عقل، ایمان و شهود آشتی برقرار کند و از تعلق مطلق به زمین فراتر رود.

وی در پایان تأکید کرد: فلسفه اشراق یادآور می‌شود که منشأ بحران بشر، بی‌ارزش بودن زمین نیست، بلکه فراموش کردن آسمان و فاصله گرفتن از حکمت و نور الهی است؛ همان حقیقتی که اندیشه سهروردی انسان را به سوی آن فرا می‌خواند.

تبیین مقام معنوی امام در پرتو حکمت اشراق

سیما سادات نوربخش مدرس و پژوهشگر فلسفه اسلامی نیز در این برنامه با بررسی جایگاه امامت در اندیشه شیخ اشراق، گفت: یکی از ابعاد کمتر شناخته‌شده فلسفه سهروردی، تأثیرپذیری عمیق او از تعالیم اهل‌بیت(ع) و تبیین مقام معنوی امام در چارچوب حکمت اشراق است.

وی اظهار کرد: حیات معنوی اسلام مرهون تعالیم پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) است و سهروردی نیز از این سرچشمه معرفت بهره برده است.

به گفته وی، توصیفی که سهروردی از مقام امام ارائه می‌کند، با مضامین روایات امامان شیعه، به‌ویژه احادیث امام باقر(ع)، همخوانی آشکاری دارد؛ روایاتی که بر استمرار حجت الهی و خالی نبودن زمین از امام در همه اعصار تأکید می‌کنند.

نوربخش افزود: سهروردی معتقد است که عالم هیچ‌گاه از حکمت و شخصی که قائم به آن، برخوردار از حجت و حامل بینات الهی باشد، خالی نمی‌شود. او امام را خلیفه خدا در زمین می‌داند و بر این باور است که بقای نظام عالم و پیوند آن با فیض الهی، به وجود چنین انسان کاملی وابسته است.

وی ادامه داد: از نگاه سهروردی، اگر تدبیر جامعه در اختیار امام یا حکیم الهی باشد، زمانه نورانی خواهد شد و علم، عدالت و فضایل اخلاقی در جامعه گسترش می‌یابد؛ اما هرگاه جامعه از هدایت الهی محروم شود، جهل، ظلمت و فساد بر آن چیره خواهد شد.

نوربخش با اشاره به طبقه‌بندی حکیمان در مقدمه «حکمه الاشراق» اظهار کرد: سهروردی برای خلافت الهی، حکیمی را شایسته می‌داند که افزون بر توانایی استدلال، از «تلقی» و دریافت اشراقی نیز برخوردار باشد. به اعتقاد او، تنها کسی می‌تواند خلیفه حقیقی خدا باشد که به نور الهی متصل و از معرفت شهودی بهره‌مند باشد.

وی افزود: سهروردی مفهوم «تلقی» را با الهام از قرآن کریم تبیین می‌کند و آن را شرط اساسی خلافت الهی می‌داند. از این منظر، ریاست حقیقی نه بر پایه قدرت و غلبه ظاهری، بلکه بر اساس کمالات علمی، معنوی و اشراقی شکل می‌گیرد.

نوربخش تصریح کرد: در اندیشه سهروردی، امام گاه آشکار و صاحب حکومت است و گاه در پس پرده غیبت، اما در هر حال محور هدایت معنوی عالم باقی می‌ماند.

وی این دیدگاه را بسیار نزدیک به سخنان امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج‌البلاغه دانست؛ آنجا که حضرت تأکید می‌کنند زمین هرگز از حجت الهی، خواه آشکار و خواه پنهان، خالی نمی‌ماند.

نوربخش در پایان خاطرنشان کرد: بزرگان حلب نیز همین جنبه از اندیشه سهروردی را به‌خوبی دریافته بودند و برداشت آنان از نظریه نبوت باطنی و ولایت، در شکل‌گیری اتهامات علیه شیخ اشراق نقش داشت. با این همه، سهروردی تا پایان عمر بر حکمت نبوی و اندیشه نور پای فشرد و سرانجام در همین راه به شهادت رسید.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *