به گزارش خبرنگار مهر، سیره مطهر حضرت محمد مصطفی (ص) به عنوان کاملترین الگوی زیست مؤمنانه و جامعترین راهنمای سعادت بشری، در بردارنده معارفی جاویدان و فناناپذیر است که با گذشت زمان نه تنها دچار کهنگی نمیشود، بلکه همواره پاسخگوی نیازهای فطری و روحی انسانها در تمامی عصرهاست. یکی از بنیادیترین و کلیدیترین ابعاد در شناخت سیره و جایگاه پیامبر اعظم (ص)، مسئله «خاتمیت» ایشان در سلسله نبوت و پیامآوران الهی است.
حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر خداوند متعال است که زنجیره فرستادگان الهی با بعثت شریف ایشان به پایان رسیده و از همین رو والاترین لقب آن حضرت، «خاتمالانبیاء» قرار گرفته است. اصل خاتمیت پیامبر اکرم (ص) از ضروریات و بدیهیات دین مبین اسلام محسوب میشود و تمام مسلمانان با هر گرایش و مذهبی بر این باور متفقالقول هستند که پس از ایشان تا روز قیامت، هیچ پیامبر دیگری از سوی خداوند مبعوث نخواهد شد.
اثبات و تبیین این حقیقت والا بر سه پایه و اصل استوار است که شامل ضروری بودن خاتمیت در فرهنگ و معرفت اسلامی، دلایل صریح و متقن آیات قرآن کریم و روایات و احادیث متواتر و فراوان نقلشده از سوی معصومین (ع) و اصحاب است. در واقع هر فردی که دین اسلام را از روی منطق، برهان و دلیل کافی بپذیرد، خاتمیت حضرت محمد (ص) را نیز به عنوان جزئی جداییناپذیر از باور اسلامی خواهد پذیرفت، چرا که در طول تاریخ هیچ گروهی از مسلمانان در انتظار آمدن پیامبری جدید نبوده و خاتمیت همواره از واضحترین امور نزد امت اسلامی بوده است.
قرآن کریم به عنوان سند جاویدان رسالت نبوی، در آیات متعدد بر خاتمیت و شمول جهانی دعوت پیامبر (ص) تصریح فرموده است. از جمله خداوند متعال در سوره مبارکه احزاب میفرماید که محمد (ص) پدر هیچیک از مردان شما نیست، بلکه فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. همچنین در آیات دیگر تأکید شده است که پیامبر اسلام نه برای قومی خاص، بلکه برای تمامی جهانیان و همه ابنای بشر فرستاده شده است. در کنار آیات الهی، روایات فراوان و معتبری نیز بر این امر گواهی میدهند.
یکی از برجستهترین این روایات، «حدیث منزلت» است که مورد اتفاق و قبول تمامی علمای شیعه و اهلسنت بوده و در آن پیامبر گرامی اسلام خطاب به حضرت علی (ع) فرمودند که نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی است، با این تفاوت که پس از من هیچ پیامبری نخواهد آمد. علاوه بر این، در حدیث معتبر دیگری از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است که رسول خدا (ص) تمثیلی بس زیبا از موقعیت خود در میان پیامبران ارائه دادند و فرمودند که مثل من در میان پیامبران همانند کسی است که خانهای را بنا کرده و آن را به کاملترین و زیباترین شکل ممکن ساخته است، بهطوری که تنها جای یک خشت در آن خالی مانده است و هر کس به آن بنای باشکوه نگریست، زیبایی آن را ستود اما یادآور شد که جای آن یک خشت خالی است؛ پیامبر فرمودند من همان خشت آخر و تکمیلی هستم و تمام پیامبران الهی به من ختم شدهاند.
از سوی دیگر، جاویدان بودن احکام و تعالیم پیامبر اعظم (ص) یکی دیگر از شاخصههای اصلی سیره و شریعت نبوی است. در همین راستا حضرت امام جعفر صادق (ع) در کلامی نورانی فرمودهاند که حلال محمد (ص) تا روز قیامت حلال باقی خواهد ماند و حرام او نیز تا روز قیامت حرام خواهد بود، و خداوند تبارک و تعالی با پیامبر شما سلسله پیامبری را پایان داد و پس از او پیامبری نخواهد آمد. این خلود و ماندگاری در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه نیز انعکاسی پرفروغ دارد؛ چنانکه در خطبه نود و یک نهجالبلاغه بیان شده است که خداوند متعال به وسیله پیامبر ما حضرت محمد (ص)، حجت خویش را بر بندگان به پایان رسانید و دیگر جای هیچگونه عذر و بهانهای برای هیچکس باقی نگذاشت و تمامی هشدارها و بیمدادنهای لازم را به همگان ابلاغ فرمود. همچنین در خطبه یکصد و هفتاد و سه نهجالبلاغه، در توصیف مقام والای پیامبر آمده است که حضرت محمد (ص) امین وحی خداوند، خاتم فرستادگان و بشارتدهنده رحمت الهی به شمار میرود.
پرسش مهمی که در بررسی سیره نبوی و خاتمیت مطرح میشود، نحوه انطباق تعالیم ثابت دین با تحولات روزافزون و متغیر جامعه بشری است. برای پاسخ به این مسئله باید ساختار معارف اسلامی را بهدقت تحلیل کرد. بخش عمدهای از آیات قرآن کریم و آموزشهای شریعت مربوط به باورها، اعتقادات، توحید و اوصاف و افعال الهی است که حقایقی ثابت بوده و هیچگونه تغییر و تحولی در آنها راه ندارد. بخش دیگری از دین به حقیقت انسان، ابعاد وجودی او و ویژگیهای زندگی دنیوی و اخروی میپردازد؛ در این قلمرو، فضائل اخلاقی و انسانی همواره ارزشمند و ثابت هستند و مرور زمان باعث تغییر در خوب و بد اخلاقی نمیشود. بیش از یکهزار آیه از قرآن مجید به موضوع معاد، جهان پس از مرگ و حیات ابدی اختصاص دارد که این امور نیز حقایقی لایتغیر و همیشگی هستند. افزون بر این، بخش قابل توجهی از احکام و معارف دینی به وظایف ثابت انسان در برابر پروردگار، وظایف او در قبال خویشتن و مسئولیتهای او نسبت به دیگران مربوط میشود که کلیات آنها بدون تغییر باقی میمانند.
با این حال، شریعت خاتم برای پاسخگویی به نیازهای متغیر و دگرگونیهای زمانه، راهکاری پویا و بینظیر طراحی کرده است. پیامبر اکرم (ص) با در نظر گرفتن نیازهای متغیر انسانها در طول تاریخ، اهلبیت و امامان معصوم (ع) را همردیف و قرین قرآن کریم قرار دادهاند تا مفسر، مبین و تبیینکننده مقاصد الهی باشند. رسول خدا (ص) در روزهای پایانی عمر شریف و با برکت خود، در حدیث گرانقدر ثقلین فرمودند که من از میان شما میروم و دو چیز بس گرانسنگ و باارزش را به یادگار میگذارم که یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهلبیت من است؛ تا زمانی که به این دو تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد گردند.
قرآن کریم سرچشمهگرفته از علم بینهایت الهی است و امامان معصوم (ع) نیز متکی بر وحی و علم الهی هستند. بر اساس آموزههای سوره مبارکه قدر، در هر سال و در شب قدر، فرشتگان الهی بر امام هر عصر نازل میشوند و برنامههای سالیانه را به ایشان ابلاغ مینمایند. در عصر غیبت نیز که دسترسی مستقیم به امام معصوم (ع) میسر نیست، استمرار راه هدایت نبوی و امامت در قالب علما تعریف شده است که در امتداد ولایت امامان قرار دارد و مردم برای برطرف ساختن نیازها و مسائل نوظهور خود به فقیهان و مجتهدان جامعالشرایط مراجعه و از آنان تقلید میکنند. از این رو، دین اسلام و سیره پیامبر اعظم (ص) همواره زنده، پویا و بدون تغییر در اصول، پاسخگوی کامل تمام نیازهای بشریت تا روز قیامت خواهد بود.
