به گزارش خبرنگار مهر،دوران صدارت میرزا تقیخان امیرکبیر، با وجود کوتاهیِ زمانی آن، یکی از درخشانترین و سرنوشتسازترین برهههای تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود.امیرکبیر که فرزند یک آشپز در دربار قاجار بود، تنها با اتکا به هوش، ذکاوت، سختکوشی و تدبیر والای خویش توانست به مقام صدراعظمی ناصرالدینشاه قاجار دست یابد. او زمانی اداره امور کشور را بر عهده گرفت که ساختار سیاسی، اداری و اقتصادی ایران دچار آشفتگی، فساد گسترده، ملوکالطوایفی و دخالتهای بیگانگان بود. مجموع زمان صدارت امیرکبیر تنها سه سال و دو ماه و بیست و هشت روز به طول انجامید، اما او در همین مدت کوتاه دست به اصلاحاتی بنیادین و زیربنایی زد که مسیر حرکت جامعه ایران را به سوی تمدن جدید و خودکفایی تغییر داد.
ناظمالاسلام کرمانی در توصیف نقش تاریخی او تأکید کرده است که امیرکبیر از نخستین کسانی بود که قدم نهادن ملت ایران در راه تمدن نوین را رقم زد. اصلاحات همهجانبه امیرکبیر در حوزههای سیاسی، اقتصادی، نظامی، بهداشتی، فرهنگی و بهویژه آموزش جدید، شالودهای استوار برای ایرانِ مدرن پیریزی کرد که نماد برجسته آن، تأسیس مدرسه دارالفنون بود.
اقدامات اصلاحی، ساختاری و اقتصادی امیرکبیر
امیرکبیر اصلاحات خود را از ساماندهی به مالیه و ساختار اداری کشور آغاز کرد؛ زیرا هنگام آغاز صدارت او، خزانه دولت بهکامل خالی شده بود و نظام مالیاتی از هیچ قانونی تبعیت نمیکرد. او برای نجات اقتصاد کشور، حقوق و مقرریهای بیحساب و کتاب درباریان، شاهزادگان و فرماندهان نظامی را کاهش داد یا قطع کرد و حتی مستمری شخص شاه را نیز محدود ساخت. مبارزه قاطع و بیامان با رشوه خواری، فساد اداری، خریدوفروش پستهای دولتی و پارتیبازی از دیگر گامهای استوار او در ایجاد نظام اداریِ مبتنی بر قانون و شایستهسالاری بود. امیرکبیر با حذف القاب زاید و بیمعنای درباریان و کوتاه کردن دست خائنان از بیتالمال، عدالت و قانونمداری را در امور اجرایی کشور حاکم کرد و با برقراری امنیت سراسری، گردنکشان و یاغیان را سرکوب ساخت.
در حوزه اقتصادی و صنعتی، نگاه امیرکبیر معطوف به خودکفایی ملی، تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی شدید کشور به کالاهای بیگانه بود. او بر این باور دانا بود که استفاده از کالاهای وارداتی در شرایطی که امکان تولید آنها در داخل کشور وجود دارد، خیانتی بزرگ به ملت و کشور محسوب میشود. بر همین اساس، کارخانههای متعدد صنعتی از جمله کارخانههای تصفیه شکر و قندسازی در مازندران، بلورسازی در تهران، اصفهان و قم، کاغذسازی در تهران و اصفهان، حریربافی در کاشان و کارگاههای چدنریزی را تأسیس و فعال کرد. او کشت نیشکر را در مناطق عقیلی و شوشترِ خوزستان ترویج داد و پروژه تجدید بنای پل تاریخی شوشتر و هفتچشمه آن را به سرانجام رساند.
علاوه بر این، ساخت سدی بزرگ بر روی رودخانه گرگانرود زیر نظر مهندسان ایرانی و با مشارکت هزار کارگر در مدت یک سال، موجب زیر کشت رفتن دشت وسیع استرآباد شد. احداث سد بر روی قرهچای، احداث پل دلاک، و اجرای نهر عظیمی که آب رودخانه کرج را به تهران منتقل کرده و پایتخت را از بحران کمآبی نجات داد، از دیگر اقدامات عمرانی چشمگیر او بود. امیرکبیر همچنین برای حمایت از صنایع دستی و پارچهبافی داخلی دستور داد لباس نظامیان از شال پشمین مازندران تهیه شود و کیفیت شالهای دستی کرمان را چنان ارتقا داد که با شالهای کشمیری به رقابت پرداختند و به «شال امیری» معروف شدند. نمونه برجسته دیگری از تشویق تولیدکنندگان داخلی، واگذاری امتیاز پنجساله ساخت سردوشیهای ارتش به بانویی به نام «بانو خورشید» بود که با دوخت سردوشیهای باکیفیت، امیرکبیر را به وجد آورد تا کارگاهی مجهز با شاگردان فراوان برای تأمین نیازهای نظامی برپا کند.
در حوزه نظامی و امنیتی، امیرکبیر تشکیلات ارتش را از نو سازماندهی کرد. او رسم انضباط، مشق منظم، جیره و مواجب یکسان برای افسران و سربازان و لباس متحدالشکل از پارچههای وطنی را برپا ساخت. بخشیدن مناصب نظامی بدون شغل را منسوخ کرد و معیار درجهبندی نظامیان را شایستگی و لیاقت آنان قرار داد. در زمان او کارخانههای مهماتسازی، توپریزی و باروتسازی تبریز رونق دوباره یافت و عمارات توپخانه، سربازخانهها و استحکامات نظامی در تهران و سایر نقاط سوقالجیشی کشور احداث شد. امیرکبیر حتی به تأسیس «دایره آگاهی» برای امور امنیتی و چاپارخانههای منظم پستی برای حمل سریع مراسلات در سراسر کشور دست زد. او همچنین تدابیری جدی برای ایجاد نیروی دریایی ایران در خلیج فارس اندیشید؛ اقدامی که چنان انگلستان و بیگانگان را به وحشت انداخت که در نامههای محرمانه کاردار بریتانیا، عزل و مرگ امیرکبیر تنها راه رهایی از خطر اقتدار دریایی ایران عنوان شد.
از دیگر اقدامات برجسته فرهنگی و اجتماعی امیرکبیر، توجه به امور بهداشت عمومی و توسعه اطلاعرسانی در جامعه بود. او برای ارتقای آگاهی عمومی، سومین روزنامه تاریخ ایران و نخستین روزنامه رسمی دولت با نام «وقایع اتفاقیه» را در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ منتشر کرد. اشتراک این روزنامه برای تمام دیوانسالاران و کارکنان دولتی که بیش از ۲۰۰ تومان حقوق میگرفتند اجباری بود تا از اخبار داخلی، عزل و نصبها، دستاوردهای علمی و اخبار دربار مطلع شوند.
تأسیس دارالفنون؛ الگوی ماندگار آموزش جدید در ایران
در میان تمام خدمات ارزشمند امیرکبیر، تأسیس مدرسه دارالفنون برجستهترین و ماندگارترین اقدام فرهنگی او به شمار میرود که میتوان آن را نخستین دانشگاه مدرن در تاریخ ایران دانست. امیرکبیر دریافت که اصلاحات اقتصادی، سیاسی و نظامی بدون تربیت نیروهای متخصص، متخصصان بومی و آگاهی از علوم و فنون جدید اروپایی پایداری نخواهد داشت. نکته بسیار حائز اهمیت و تاریخی این است که امیرکبیر مدرسه دارالفنون ایران را حدود بیست سال پیش از تأسیس دارالفنون در ژاپن بنا نهاد.
واژه «دارالفنون» ترجمهای از کلمه فرانسوی Polytechnique یا انگلیسی Polytechnic بود که از طریق زبان عثمانی وارد ادبیات فارسی شد و تا مدتها در ایران، برای تمامی دانشگاههای پیشرفته خارجی نیز لفظ دارالفنون به کار میرفت. امیرکبیر محل ساخت این نهاد علمی را شخصاً با موافقت ناصرالدینشاه در مجاورت کاخهای سلطنتی و در مکانی که پیشتر محل مشق و آموزش نظامی سربازان بود (در خیابان ناصرخسرو فعلی تهران) انتخاب کرد. او نقشه ساختمان دارالفنون را به میرزا رضاخان مهندس تبریزی — از محصلانی که در زمان عباسمیرزا برای تحصیل به لندن فرستاده شده بود — سپرد.
دارالفنون در ابتدای تأسیس دارای هفت شعبه و رشته تخصصی بود که شامل مهندسی، پزشکی، داروسازی، معدنشناسی، فنون نظامی و علوم طبیعی جدید میشد. امیرکبیر برای تدریس در این نهاد، به جای استفاده از معلمان انگلیسی یا روسی — که ممکن بود نفوذ استعماری کشورهایشان را اعمال کنند — استادانی را از کشورهای اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه استخدام کرد. شاهزادگان قاجار و جوانان مستعد ایرانی نخستین دانشآموزان این مرکز بودند. اعتبار و منزلت دارالفنون از همان ابتدا چنان بالا بود که شخصیت بزرگ علمی و ادبی آن عصر، رضاقلیخان هدایت (نویسنده مجمعالفصحاء و ریاضالعارفین)، به ریاست آن منصوب شد و به همین منظور از شیراز به تهران کوچ کرد.
ساختمان دارالفنون سرانجام در ۵ ربیعالأول ۱۲۶۸ (برابر با ۶ دیماه ۱۲۳۰ خورشیدی) رسماً گشایش یافت. اما تلخی روزگار در این بود که افتتاح دارالفنون تنها ۱۳ روز پیش از شهادت مظلومانه بنیانگذار بزرگش در حمام فین کاشان رخ داد. امیرکبیر که به دلیل توطئهها و حسادتهای درباریان فاسد و تحریکات بیگانگان از صدارت برکنار و به کاشان تبعید شده بود، زنده نماند تا شکوفایی نهالی را که خود کاشته بود به چشم ببیند. با این حال، با وجود برکناری و شهادت امیرکبیر و مخالفتهای جانشین او، میرزا آقاخان نوری، دارالفنون به راه خود ادامه داد و به مهد تربیت نامدارترین چهرههای علمی، ادبی، سیاسی و هنری ایران در دورههای بعد بدل شد. بعدها در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، ساختمان اولیه دارالفنون تخریب و با نقشهای جدید بازسازی شد، اما نام و یاد امیرکبیر برای همیشه بر تارک این بنا و تاریخ آموزش عالی ایران باقی ماند.
در نهایت، کارنامه کوتاه اما پربار امیرکبیر نشاندهنده اراده فولادین مردی است که بدون بهانهجویی و در سختترین شرایط محیطی، با مبارزه علیه فساد، برپا ساختن صنایع بومی، ساماندهی مالی و ارتش و تأسیس نهادهای مدرنی چون دارالفنون و روزنامه وقایع اتفاقیه، شالوده نوسازی ایران را بنیان نهاد. شهادت او در بیستم دیماه ۱۲۳۰ گرچه نقطهای دردناک در تاریخ ایران بود، اما میراث علمی و فکری او در دارالفنون و جریان خودکفایی ملی، مشعل روشنیبخش حرکت ایران به سوی پیشرفت و تجدد باقی ماند.
