مجله اینترنتی شهر فارسی

بازخوانی پنج فرمان راهبردی امام رضا (ع) در سلوک عاشورایی

بازخوانی پنج فرمان راهبردی امام رضا (ع) در سلوک عاشورایی

یادداشت مهمان_ایرج حجازی؛ نویسنده و پژوهشگر دین و رسانه: در روزمرگی‌های تاریخ، زمان‌هایی وجود دارند که به واسطه یک رخداد عظیم، از مدار عادی خود خارج شده و قداست می‌یابند. محرم، تجلیِ بارزِ چنین گسستِ شکوهمندی است. در روایتی تکان‌دهنده، امام رضا (ع) در گفت‌وگویی با ابن‌شبیب، پرده از باطنِ عاشورا برمی‌دارند. حضرت، با اشاره به پیوند این روز با استجابت دعای انبیای الهی می‌فرمایند: امروز همان روزی است که زکریا روزه گرفت و خداوند یحیی را به او کرامت کرد؛ پس هر که در این روز روزه بدارد، در حریم استجابت الهی قرار می‌گیرد.

امام (ع) با ترسیم خطوطِ تقابل میان جاهلیت و امت پیمان‌شکن، می‌فرمایند: محرم ماهی است که حتی عربِ جاهلی، حریم و حرمتش را پاس می‌داشت؛ اما این امت، نه حرمت ماه را نگاه داشتند و نه پاسدارِ حریم نبی مکرم (ص) بودند. ذریه‌اش، سیدالشهدا (ع) را به مسلخ بردند، خیمه‌گاهش را غارت کردند و اهل‌بیتش را به اسارت کشیدند؛ خداوند هرگز بر آنان نبخشاید.

در ادامه، حضرت ثامن‌الحجج (ع) با بیان اینکه عظمت این سوگ، کائنات را درنوردیده است، به ابن‌شبیب یادآور می‌شوند: «ای ابن‌شبیب! اگر بغضت برای گریستن بر چیزی شکست، تنها بر حسین (ع) گریه کن که فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ (همانا او را ذبح کردند، آن‌گونه که گوسفند را سر می‌برند) و هجده سلحشورِ بی‌همتای بنی‌هاشم در کنارش قربانیِ مسلخِ عشق شدند. بر این مصیبت، آسمان‌ها و زمین خون گریستند.

پس از ترسیم این تابلوی شکوهمند، امام رضا (ع) پنج دستورالعمل را برای «سلوک عاشورایی» ابلاغ می‌فرمایند؛ منشوری که اگرچه نقطه عزیمتش محرم است، اما نقشه راهی برای تمام پهنه عمرِ انسانِ سالک به شمار می‌رود:

گام نخست: بکاء بر سیدالشهدا (ع)؛ حضرت می‌فرمایند: «ای فرزند شبیب! اگر بر سیدالشهدا (ع) چنان گریستی که اشکت بر گونه‌هایت جاری شد، خداوند هر گناهی که مرتکب شده‌ای ـ خُرد یا کلان، کم یا زیاد ـ را می‌آمرزد.»

گام دوم: زیارت؛ در دستور دوم، امام (ع) راهکار اتصال مستقیم به سرچشمه طهارت را بیان کرده و می‌فرمایند: «اگر می‌خواهی خداوند را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی نداشته باشی، سیدالشهدا (ع) را زیارت کن.»

گام سوم: مرزبندی با جبهه حق و باطل؛ امام (ع) در فرمان سوم، اهمیت فاصله‌گذاری دقیق با جریان باطل را گوشزد کرده و می‌فرمایند: «اگر شادمان می‌شوی که در غرفه‌های بهشت، در جوار نبی مکرم اسلام (ص) ساکن باشی، لعن بر قاتلان سیدالشهدا (ع) را هرگز ترک مکن.»

گام چهارم: آرزوی شهادت؛ امام رضا (ع) راهی برای اتصال به کاروان کربلا در پهنه زمان می‌گشایند: «اگر می‌خواهی از ثوابی هم‌تراز با شهدای کربلا بهره‌مند گردی، هر زمان که سیدالشهدا (ع) را یاد کردی، عرض حاجت کن و بگو: “یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً” (ای کاش من نیز با آنان بودم و به رستگاری و فوزِ عظیم شهادت نائل می‌شدم).»

گام پنجم: پیوند عاطفی با اهل بیت (ع)؛ در آخرین گام از این منشور سلوکی، حضرت می‌فرمایند: «اگر دوست داری در بهشت برین در درجات ما باشی، غصه و شادی‌ات را از ما جدا مکن. آنجا که ما شادمانیم، شاد باش و آنجا که ما اندوهگینیم، اندوهگین باش.» (بحارالأنوار ج 44ص 285)

تأمل در این پنج فرمان نشان می‌دهد که ما با یک منظومه منسجمِ معرفتی و انسان‌ساز مواجهیم. در این فرآیند روحانی، «بکا» و «زیارت»، کیمیایی‌اند که زنگارِ روزمرگی را از جان سالک زدوده و او را مهیای مقام لقاءالله می‌سازند. اما این سلوک در بُعد فردی متوقف نمی‌شود؛ و با دستورِ لعن و برائت، هویتی حماسی و کنشگرانه می‌یابد. در این مکتب، لعن نوعی «فاصله‌گذاریِ استراتژیک» در میدان پرآشوبِ «نبرد روایت‌ها» است تا سالک، خطِ سیر خود را از جریانِ ظلم و تباهی جدا سازد.

در گام‌های فراتر، اراده و تمنای صادقانه برای شهادت در کنارِ پیوند عاطفی با اهل‌بیت (ع)، مرزهای موهوم زمان و مکان را در هم می‌شکند و انسانِ امروز را در هندسه یاران عاشورایی جانمایی می‌کند. حضرت ثامن‌الحجج (ع) در حُسن‌ختام این روایت، رازِ بزرگِ این منشورِ سلوکی را در شاه‌کلید «ولایت» تجمیع کرده و می‌فرمایند:*تلاش کن تا خود را به ولایتِ ما گره بزنی؛ چرا که اگر کسی حتی سنگی را دوست بدارد، با همان محشور خواهد شد.* در این مکتبِ متعالی، ولایتِ برآمده از این پیوند عاطفی، همان کشتی نجاتی است که انسانِ سرگشته را از طوفان‌های سهمگینِ تاریخ، به ساحلِ رستگاری رهنمون می‌سازد.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *