حسین مرادیزاده کارگردان انیمیشن کوتاه «پسران فریدون» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره انتخاب این داستان گفت: داستان این فیلم زمانی آغاز میشود که فریدون، ضحاک را به بند میکشد و با ۲ دختر جمشید ازدواج میکند. از این ۲ دختر، سلم و تور و ایرج را داریم که بنای بعدی شاهنامه فردوسی از همینجا آغاز میشود. زمانی که این سه برادر بزرگ میشوند، جهان کهن تقسیم میشود و ایران به ایرج میرسد و بر همین اساس جنگهای میان ایران و توران شکل میگیرد. ۲ برادر دیگر با دسیسهچینی به ایران حمله میکنند و به طرز فجیعی برادر خود را میکشند. این، جزو اولین برادرکشیها است که در شاهنامه مطرح میشود و سر برادر را برای پدر میفرستند. زمانی که دختر ایرج بزرگ شده و ازدواج میکند، منوچهر به دنیا میآید و جلوی آنها ایستادگی کرده و شکستشان میدهد. این بار منوچهر سر آن ۲ نفر را میبرد و تراژدی بعدی برای فریدون شکل میگیرد. این اثر تراژیک در ابتدای شاهنامه مطرح شده است و در این انیمیشن آن را روایت میکنیم.
وی افزود: حدود ۲۰ سال پیش سهگانهای برای تلویزیون ساختم تحت عنوان «افسانه ماردوش» که مربوط به پیش از این داستان بود. البته آن انیمیشن بهشکل استاپموشن ساخته شده بود، ولی اثر کنونی بهصورت دوبُعدی و در مدت هفت دقیقه تهیه شده است.
رویکرد من در اقتباس وفاداری به متن است
این انیماتور تاکید کرد: بیشتر کارهای من بر اقتباس متمرکز است؛ پیش از این نیز اثری از سهروردی به نام «عقل سرخ» را بر اساس رساله «عقل سرخ» شیخ شهاب الدین سهروردی برای مرکز گسترش کار کرده بودم که رویکردی فلسفی داشت.
مرادیزاده درباره میزان وفاداریاش به متن اصلی برای اقتباس توضیح داد: سعی میکنم به بنمایه داستان وفادار بمانم؛ هرچند ممکن است تغییرات جزئی در فیلم رخ دهد، اما کلیت روایت در اقتباس حفظ میشود. این آثار بخشی از ادبیات کهن ما هستند و بهنظر من، نمایش آنها باید توأم با احترام به اصل داستان باشد؛ لذا رویکرد من وفاداری به متن اصلی است.
وی درباره مخاطبان سنی فیلمش گفت: «پسران فریدون» را برای گروه سنی نوجوان و بزرگسال در نظر گرفتهام، چراکه ماهیت حماسی شاهنامه و داستانهای آن برای نوجوانان و بزرگسالان جذابیت بیشتری دارد.
این کارگردان انیمیشن درباره تکنیک دوبعدی «پسران فریدون» اظهار کرد: تکنیک بهکاررفته در این فیلم کوتاه، دوبُعدی است؛ بدینصورت که طرحها روی کاغذ پیادهسازی و سپس در کامپیوتر پویانمایی شدهاند و اثر نهایی بهصورت سیاهوسفید و در مدت هفت دقیقه ارائه شده است. هرچند داستان اصلی مُفصل است، اما در این زمان کوتاه صرفاً به اشارههایی بسنده شده تا مخاطب علاقهمند بتواند به سراغ اصل داستان برود و آن را مطالعه کند.
کمکاری سینما در حق ادبیات کهن
مرادی زاده با اشاره به اینکه در سینما چندان که باید به شاهنامه پرداخته نشده است، گفت: در زمینه اقتباسهای سینمایی از شاهنامه، باید گفت که در سینمای ایران آثار محدودی ساخته شده و آنچنان که شایسته است، به این گنجینه پرداخته نشده است. در حوزه انیمیشن نیز کارهای پراکندهای انجام شده، اما بهنظر میرسد حق مطلب ادا نشده است. با این حال، هر تلاش در این مسیر، بهتر از نادیدهگرفتن آن است.
وی در پاسخ به این پرسش که اقتباس از شاهنامه و دیگر متون کهن تا چه اندازه میتواند در تقویت هویت ملی و معرفی شخصیتهای ملی به جامعه امروز کمک کند، توضیح داد: مسلما اقتباس نقش بسیار مهمی در شکلگیری و تقویت هویت ملی دارد. ما از غنیترین میراثهای ادبی جهان برخورداریم و میتوانیم به آثاری چون شاهنامه، اشعار حافظ، خیام، عطار و مولانا افتخار کنیم. این آثار نهتنها میراث ایران، بلکه بخشی از میراث فرهنگی جهان هستند. در کنار آثار باستانی، زبان فارسی نیز تا حد زیادی مدیون همین شاعران و نویسندگانی است که در دشوارترین دورههای تاریخی، از جمله دوران حمله مغول، با خلق آثار ماندگار، این زبان و فرهنگ را حفظ کردند.
وی افزود: اقتباس از این آثار میتواند بسیار ارزشمند باشد، اما به شرط آنکه با احترام، شناخت و وفاداری نسبت به متن اصلی انجام شود و امکانات لازم نیز برای تولید آن فراهم باشد. اگر قرار باشد اثری بهصورت ناقص و ضعیف ساخته شود، نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. البته هیچ اقتباسی نمیتواند جایگاه اثر اصلی را بگیرد؛ آثاری که قرنها سینهبهسینه منتقل شدهاند، نوشته شدهاند و تا امروز باقی ماندهاند، جایگاهی بیبدیل دارند. آنچه ما میتوانیم انجام دهیم، ادای دین به این آثار است. خود من نیز در کارهایم تلاش کردهام تنها ادای احترامی به شاهنامه داشته باشم، نه اینکه برخلاف روح آن عمل کنم یا آن را کوچک بشمارم.
تغییرات نباید به روح اثر آسیب بزند
این انیماتور اظهار کرد: طبیعتاً هر اثر ادبی برای تبدیل شدن به یک اثر تصویری نیازمند تغییراتی است. ممکن است بخشهایی حذف یا اضافه شوند، زیرا ادبیات و تصویر دو رسانه کاملاً متفاوت هستند. این تغییرات تا زمانی که به روح اثر آسیب نزنند، طبیعیاند اما مشکل زمانی ایجاد میشود که بدون شناخت کافی به سراغ اقتباس برویم. اگر قرار است اثری از یک نویسنده اقتباس شود، بهتر است سایر آثار او، زندگینامهاش، تاریخ دورهای که در آن زیسته و فضای فکری او نیز مطالعه شود. چنین کاری نیازمند پژوهشی گسترده، هم در حوزه منابع مکتوب و کتابخانهای و هم در زمینه پژوهشهای تصویری است.
وی درباره مراحل تبدیل متن به تصویر عنوان کرد: پس از پایان مرحله پژوهش، اقتباس باید درونی شود؛ یعنی فیلمساز یا نویسنده باید روح اثر را درک کند، حالوهوای نویسنده را بشناسد و در عین حال، نگاه و دغدغه شخصی خود را نیز در اثر وارد کند. اقتباس به معنای حرکت جملهبهجمله بر اساس متن نیست، بلکه باید فضای کلی و روح اثر اصلی حفظ شود.
مرادی زاده در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه نسل جدید کمتر با زبان متون کهن ارتباط برقرار میکند، چگونه میتوان این آثار را در قالب تصویر برای مخاطب امروز جذاب کرد، گفت: نخست باید مخاطب را شناخت. برخی آثار برای کودکان مناسب نیستند، اما میتوان آنها را برای نوجوانان یا بزرگسالان با اقتباسی مناسب ارائه کرد. در سینما نیز ساختارهای شناختهشدهای برای روایت وجود دارد؛ از جمله آغاز، میانه و پایان، نقاط اوج، لحظات هیجان، اندوه و شادی. این ساختارها در سینمای جهان، بهویژه هالیوود، سالهاست به کار گرفته میشوند. یادگیری این اصول دشوار نیست، اما اجرای درست آنها اهمیت زیادی دارد.
وی ادامه داد: با این حال، مهمتر از همه، اراده برای انجام چنین کاری است. سالهاست درباره هویت ملی سخن گفته میشود، اما آثار شاخصی درباره اسطورههای ایرانی و بزرگان ادبیات ما تولید نشده است. برای نمونه، درباره زندگی فردوسی، خیام، عطار یا حافظ، آثار نمایشی شاخص و درخور توجهی نداریم. تولید چنین آثاری نیازمند عزمی ملی، دانش تخصصی، بودجه کافی و برنامهریزی بلندمدت است.
روح یک اثر باید مطابق با هویت ایرانی باشد نه ظاهرش
این کارگردان درباره اینکه چرا انیمیشنهای ایرانی، بهویژه آثار سینمایی از نظر شخصیتپردازی بیشتر به نمونههای هالیوودی شباهت دارند، توضیح داد: این مسئله تا حدی ناشی از تأثیر گسترده فرهنگ غرب است. بسیاری از تولیدکنندگان تصور میکنند مخاطب با چنین شخصیتهایی ارتباط بیشتری برقرار میکند. در حالی که اگر قرار است اثری ایرانی تولید شود، شخصیتهای آن نیز باید از نظر هویت، رفتار، طراحی و فیلمنامه، ایرانی باشند؛ نه اینکه صرفاً ظاهری متفاوت داشته باشند، اما در ماهیت، شبیه شخصیتهای خارجی باشند. به طور مثال نمیتوان فقط در یک اثر از بته جقه استفاده کرد و ادعای توجه به توجه ملی را داشت بلکه باید روح یک اثر با زیست ایرانی مطابقت داشت.
فرهنگسازی یک فرآیند بلندمدت است
وی اشاره به اینکه فرهنگسازی یک فرآیند بلندمدت است، تاکید کرد: فرهنگسازی با تولید یک یا دو اثر رخ نمیدهد، بلکه به سالها برنامهریزی نیاز دارد. حتی حضور شخصیتهای ایرانی در کتابهای درسی، لوازمالتحریر، اسباببازیها و سایر محصولات فرهنگی میتواند در این مسیر مؤثر باشد. امروز کودکان بیش از آنکه با شخصیتهای ایرانی آشنا شوند، با شخصیتهای متعلق به فرهنگهای دیگر ارتباط برقرار میکنند. قصد ندارم ارزش آن آثار را انکار کنم؛ آنها نیز نقاط قوت و جذابیتهای خود را دارند، اما اگر هدف ما تقویت فرهنگ ایرانی است، باید بهطور جدی برای آن سرمایهگذاری کنیم.
کشورهای دیگر برای تولیدات بومی خود هزینه میکنند
این انیماتور درباره لزوم حمایت دولتی از تولیدات بومی بیان کرد: در کشورهای مختلف نیز چنین رویکردی وجود دارد. برای مثال، فرانسه با سیاستهای فرهنگی از تولیدات بومی خود حمایت میکند. در هند نیز شخصیتهای انیمیشن، کاملاً هویت هندی دارند. شاید از نظر امکانات و بودجه با تولیدات آمریکایی یا ژاپنی قابل مقایسه نباشند، اما هویت فرهنگی خود را حفظ کردهاند. در مقابل، بسیاری از تولیدات ایرانی چنان طراحی شدهاند که مشخص نیست متعلق به کدام فرهنگ هستند. این مشکل وجود دارد و تا زمانی که برنامهای منسجم برای رفع آن وجود نداشته باشد، ادامه خواهد داشت.
وی تصریح کرد: در سینما، تولید فیلم سینمایی درباره شاهنامه پرهزینه است و همین اتفاق گاه فیلمسازان را از پرداختن به این سوژه دور میکند اما انیمیشن از نظر هزینه مقرونبهصرفهتر است. البته انیمیشن نیز چالشهای خاص خود را دارد ازجمله اینکه بسیاری آن را اثری کودکانه میپندارند و گاه برای جذب کودکان، تراژدیهای اصلی داستان را تغییر میدهند. بهنظر من، بهتر است چنین آثاری ساخته نشوند تا اینکه بخواهند داستان اصلی را تحریف یا سادهسازی کنند.
چالشهای تامین بودجه در انیمیشن
این کارگردان انیمیشن اظهار کرد: «پسران فریدون» حدود ۲ سال پیش به پایان رسید و ساخت این اثر هفتدقیقهای با گروهی محدود، زمانبر بود و اگر گروه گستردهتر یا بودجه بیشتری در دسترس بود، امکان تولید سریعتر وجود داشت. در حال حاضر مشغول کاری نیستم زیرا یکی از مهم ترین چالشهای انیمیشن در ایران، مسئلۀ تأمین بودجه در شرایط اقتصادی ناپایدار و تورم است؛ زیرا تولید یک انیمیشن سینمایی حداقل پنج سال زمان میبرد و در این مدت، قیمتها بهشدت تغییر میکند و قراردادها نیاز به بازنگری دارند.
عجله سفارش دهنده آفت انیمیشن است
مرادی زاده عنوان کرد: سفارشدهندگان معمولاً تمایل دارند آثار را سریعتر به جشنواره برسانند و این مسئله ریشه در رویکردهای مدیریتی نیز دارد؛ چراکه هر مدیر تمایل دارد در دوره مدیریت خود، آثار متعددی تولید کند و کمتر به افق بلندمدت میاندیشد.
وی در پایان تصریح کرد: من بسیار دوست دارم که درباره «هفت پیکر» نظامی کاری بسازم و معتقدم ظرفیت بالایی برای اقتباس دارد. همچنین داستانهای مولانا نیز برای ساخت فیلم و انیمیشن بسیار جذاب هستند.



