به گزارش خبرآنلاین، روزنامه اطلاعات نوشت: آیا اینکه در زمانهای که کل موجودیت کشورت که نه، کل تمدنت مورد تهدید است و قرار این است که کل تمدنت نابود شود و به عصر حجر برگردی، مهمترین دغدغهات زنان باشند، آیا یعنی واقعاً دغدغه زنان را داری؟
این خانم بازیگر در چنین نگاهی تنها نیست و کم نیستند کسانی که درست در موقعی که کل تمدن ایران با تهدید روبهروست، اولویتشان ایران نیست. و البته وقتی بخش قابل توجهی از شناختهشدهترین نخبگان صاحب اندیشه هم چنیناند، بیانصافی است که صاحبان اندیشه را بگذاریم و کسی را به پرسش بگیریم که احتمالاً هیچوقت خودش را جزو نظریهپردازان و تئوریسینها ندانسته و حالا جایزهای هم گرفته باشد.
عده ای هستند که در همین جنگ اخیر، ایران را مقصر میدانند و نهایت استدلالشان این است که ما ۴۷ سال است شعار مرگ بر آمریکا میدهیم و حاضر به مذاکره مستقیم با آمریکا نبودیم. این استدلال مردم عادی نیست که احتمالاً بسیاری از آنان هم شاید چنین بگویند، ولی وقتی شناختهشدهترین متفکران علوم سیاسی جامعه هم چنین بگویند، دیگر فاجعه است، فاجعه است که متفکران و تئوریسینهای ما بگویند به ایران حمله شد چون شعار مرگ بر آمریکا دادیم. و وقتی استناد میکنی به سخن صریح دیک چنی که گفته ما برای کنترل بازار نفت و کنترل جهان باید ایران را تسخیر کنیم یا استراتژیست بزرگی همچون برژینسکی در کتاب «صفحه بزرگ شطرنج» گفته برای کنترل چین و روسیه باید ایران را کنترل کنیم، همان تئوریسینهای صاحبنام میگویند این حرف «چرند» است و دلیل حمله همان شعار مرگ بر آمریکاست. خیلی هم که اصرار بکنی که پس آن حرفها که خود آنها برای حمله به ایران گفتند چه میشود؟ جواب میدهند که اتفاقاً این حرفها نشان میدهد که ایران مهم است و میتوانیم با آنها به توافق برسیم. واقعاً؟ آیا واقعاً میشود با آنها به توافق رسید؟ کجای حرف دیک چنی یا برژینسکی هست که برویم برای کنترل جهان با ایران به توافق برسیم؟ یکبار دیگر نظر آنها را بخوانید. میگویند ایران را بگیریم تا جهان را کنترل کنیم، درست مثل کشف قاره آمریکا.
درست مثل تسخیر قاره آفریقا و هندوستان. در تمام اینها، جهان اگر هم سر میز شام است، خودش غذا است و نه مهمان شام. کجای تفکر و نگاه غرب به ما توافق برای کنترل جهان است، برای برژینسکی بهعنوان تئوریسین و دیک چنی بهعنوان مجری، ما غذای شام هستیم و نه شریک شام. قرار است به قول هملت، خودمان را بخورند. و چون این ما هستیم که مقصریم، پس اگر هم کودکانمان را میکشند یا هدف، نابودی تمدن ماست، به قول آن جامعهشناس جلای وطن کرده، تقصیر خود ماست یا به قول خانم هنرپیشه برنده جایزه، مسئله اصلی زنان هستند، یا به قول آن استاد فلسفه سیاسی، اگر مذاکره مستقیم کرده بودیم، به ما حمله نمیشد.
واقعیت این است که در این نگاه، غرب محق است و ما مقصر. برای همین است که این اندیشمندان به صراحت میگویند اگر ایران، توسعه و آزادی و دموکراسی میخواهد، فقط در پیوند با غرب میسر است و اصلاً تجربه ۵۷ سال تسلط مطلق غرب بر کشورمان، از کودتای ۱۲۹۹ تا انقلاب ۵۷ که در تمام آن مدت، نه توسعه داشتیم، نه آزادی و نه دموکراسی (جز مدت کوتاهی که آن هم توسط کودتا علیه مصدق برچیده شد) حساب نمیشود و حتی نمیبینند که تلاش ۴۰ ساله ایران برای داشتن ذوبآهن به نتیجه نرسید، جز با کمک شوروی. و آن وقت با آن دو کودتا، آن همه جداکردن سرزمینها و این همه بمب و کشتار، هنوز میگویند این گرایش به چین است که خطرناک است و نه بمبی که آمریکا بر سر ما میریزد.
وقتی قبول داشته باشیم که ما غذای شام غرب هستیم و مسئلهمان بهجای ایران، حکومت باشد، بسیار عادی است که پشت تریبون بهجای کشتار کودکان میناب و اعتراض به برنامه نابودی تمدن و تجزیه ایران، بگوئیم مشکل ما الان فشار بر زنان است. وقتی ما خودمان را غذای شام غرب بدانیم، این گفتهها عادی است.
17302
