مجله اینترنتی شهر فارسی

چطور «نه به اعدام» به بازتولید خشم و قتل مداح جوان منجر می‌شود؟

چطور «نه به اعدام» به بازتولید خشم و قتل مداح جوان منجر می‌شود؟

خبرگزاری مهر، گروه دین، حوزه و اندیشه، سیده فاطمه سادات کیایی؛ تقریبا ۲ هفته پیش بود که خبر اعدام ۲ تن از عاملین قتل ماموران نیروی انتظامی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی سر و صدای زیادی به پا کرد. تصاویری که از قتل ماموران به دست تعدادی جوان در این روزها رقم خورد، خشونت عریانی بود که بخشی از جامعه به آن مبتلاست و متاسفانه وجوهی از آن در اتفاقات ۲ روز خونین دی ماه نمایان شد. تعدادی از هنرمندان، فعالین فضای مجازی و حتی جامعه شناسان با هشتگ های «نه به اعدام» بدون هیچ اشاره ای به دلیل این محاکمه واکنش خود را نسبت به این اتفاق نشان دادند.

هر آنچه طی ۲ روز در کشور رقم خورد، فارغ از ابعاد امنیتی نظامی، زوایایی پنهان و نادیده ای داشت که می طلبید جامعه علمی کشور با واکاوی ابعاد آن همچون طبیبی دلسوز چرایی و چگونگی آن را بررسی کنند و از تریبون های در اختیار راه های برون رفت از شرایط را در قاموس نگاهی روانکاوانه و جامعه شناسانه به گوش مردم و مسئولان نظام برسانند. اما نه تنها این مهم اتفاق افتاد نیفتاد بلکه مصلحین و بدنه علمی و علوم انسانی کشور ترجیح دادند ماجرا را با بازنشر یک استوری «نه به اعدام» آنچنان تقلیل دهند که در زمره بلاگرها و برخی فوتبالیست و چهره های مشهور موضع گیری سطحی را به نمایش بگذارند. آنچه که توقع می رفت با ریشه شناسی به موضوع خشم در جامعه، چگونگی تولید این خشم در روزهای خونین دی و یا حتی بحث علمی در خصوص احکام قضائی محاربین به مباحثه گذاشته شود، شکل گیری رفتاری «رسانه زده» آنهم از سوی مراجع علمی را در پی داشت و بسیاری معطوف به این مهم کرد که رسالت بدنه علمی ما در این برهه حساس چیست؟

اتفاق ناگواری که در شهادت ۲ تن از ماموران نیروی انتظامی رقم خورد، نه فقط یک خشم بروز یافته از نسلی بود که بعضا هنوز در پیچ و خم های زندگی و کار و فعالیت اجتماعی با ناهنجاری ها و بی عدالتی ها و معضلات جامعه دست و پنجه نرم نکرده، بلکه از سوی نسلی بود که سرپیچی از قاعده های عرفی و حقوقی و عصبان را یک ارزش تلقی می کند و متاثر از فضای رسانه ای حاکم بر فکر و ذهنش دست به اقدامی می زند که جان مجریان نظم و امنیت کشور را می گیرد.

مرجعیت دادن به نابهنجاری در طرفداری از قاتلین

هنوز یک سال از آن ۲ روز خونین نگذشته است که می توان تصاویر و فیلم های غمبار اتفاقی که بر سر ماموران نیروی انتظامی رقم خورد را با یک سرچ ساده پیدا کرد، نه آنچه اتفاق افتاد پنهانی بود که نتوان آن را بررسی و تحلیل کرد و نه آنچه قانون ملزم به اجرای آن شد از دیده ها پنهان ماند؛ نه آنها که هشتگ نه به اعدام را بازنشر کردند بی خبر از لزوم اجرای قانون هستند که چه بسا خود بارها در جایگاه قربانی و شاکی خواستار اشد مجازات برای مجرمین شدند و نه آنها که در جایگاه مرجعیت علمی و مصلح اجتماعی قرار گرفته اند بی اطلاع از جایگاه قانون در نظم و انضباط کشورند که اگر غیر از این بود به قول معروف سنگ روی سنگ بند نمی شد.

بنابراین آنچه در ادامه رخ خواهد داد و جامعه را با خطر جدی مواجه می کند، بازتولید خشم و مرجعیت دادن به نابهنجاری ها در پوسته مبارزه و عدالت خواهی است، که در این حالت جامعه به سمت اصلاح نمی رود بلکه برعکس آن را به ورطه هرج و مرج می کشاند و بر این گزاره قوت می دهد که دیدن بخشی از اتفاقات جامعه تنها در چهارچوب ذهنی افراد، و نه آنگونه که هست و باید دیده شود، وضعیت علوم اجتماعی را به کدام سمت خواهد برد.

حالا یک جوان دیگر، که گفته می شد از ذاکرین اهل بیت است در خیابان های تهران به دست عواملی که خود را ضد انقلاب و سلطلنت طلب می نماند ربوده شده و فیلم های شکنجه او و تکه تکه کردن اعضای بدنش را قاتلینش منتشر کرده اند، در جایی از فیلم بخشی از اعضای داخلی بدن این جوان بیرون کشیده می شود که بدون شک نگاه کردن به این تصاویر برای انسان عادی کار راحتی نیست چه برسد به اجرای آن. هشتگ های باری به هر جهت نه به اعدام، گذر ساده لوحانه از قتل های عمدی همان نتیجه ای را دارد که امروز در بروز خشم جماعتی که خود را طرفدار بازمانده های پهلوی می نامند می توان دید. در فکر و نگاه آن عده‌ای که خواستار بمباران ترامپ برای رسیدن به آزادی بودند می توان دید.

اگر جامعه شناسی، اعدام را ببیند، اما کشته شدن مامور نیروی انتظامی و یا اتفاقی که اخیرا در کشته شدن یک مداح به دست عوامل ضد انقلاب و سلطنت طلب در وسط شهر تهران را نبیند آیا خود نیازمند اصلاح قواعدش نیست؟ آیا نباید به حال این وضع گریست که چگونه قتل آدم ها در نگاه عده ای تقلیل می یابد و در عین حال محاکمه قاتلین و آنچنان پررنگ می شود که معترضین به اعدام را مبارزان صلح می نامند.

پرسش اینجاست در فردا روزی که عاملین این دستگیر و محاکمه شوند بار دیگر با کدام ژست عدالتخواهانه قرار است از قاتلینش دفاع کنند؟

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *